رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٣٤ - الف - تفكر
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ.[١]
اوست آن خدايى كه شما را از خاك، سپس از نطفه، سپس از لخته خونى بيافريده است؛ آنگاه شما را كه كودكى بوديد، از رحم مادر آورد تا به سن جوانى برسيد و پير شويد. بعضى از شما پيش از پيرى بميريد و بعضى به آن زمان معين مىرسيد و شايد به عقل دريابيد.
أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ\* فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ\* إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ.[٢]
آيا شما را از آبى پست و بىمقدار نيافريدهايم و آن را در جايگاهى استوار قرار نداديم؟
و گاه نيز با مطرحكردن پرسشهايى، او را به انديشيدن درباره خود وادار مىكند:
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ\* أَ يَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ\* يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً\* أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ\* أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ\* وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ[٣]
آيا براى او دو چشم نيافريدهايم؟ و يك زبان و دو لب؟ و دو راه پيش پايش ننهاديم؟
قرآن كريم در اين آيات، هم انسان را به خود او مىشناساند، و هم با توصيه به تدبر، راه شناخت را نشان مىدهد. از اين گذشته، آنان را كه از تفكر و تعقل بهره نمىبرند مذمت كرده، از بدترين جنبندگان بهشمار مىآورد.[٤] علامه جعفرى معتقد است مقصود از تفكر و تعقل، عقل نظرى و معمولى نيست؛ زيرا آن تعقل، بيشتر در پى خودمحورى و سودجويىِ فردى است.[٥] وى دراينباره مىگويد: «مقصود آيات قرآن، آن عقل است كه با هماهنگى وجدان و فطرت و هدفگيرىهاى معقول براى" حيات معقول" فعاليت مىنمايد و راه را براى پيشرفت مادى و معنوى انسانها هموار مىكند».[٦]
[١]. غافر: ٦٧.
[٢]. مرسلات: ٢٠- ٢٢.
[٣]. بلد: ٤- ١٠.
[٤]. انفال: ٢٢: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ.
[٥]. ر. ك: شناخت از ديدگاه علمى و از ديدگاه قرآن: ص ٣٩٦.
[٦]. همان: ص ٣٩٧.