رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٨٠ - الف - مراقبه
جسمانى و شهوانى است. در مقابل، صفات برجسته انسانى و معنوى كمالاتى هستند كه اگرچه نايل شدن به آنها لذت بخش بوده، در راستاى ميل كمالجويى انسان است؛ به دليل دشوارى راه رسيدن به آن كمالات، نفس از پذيرش زحمت آن امتناع مىورزد. به اين دليل براى دستيابى به آن كمالات، بايد دشوارى راه را بر نفس خود تحميل كند و آن را از افراط در لذات مادى و شهوانى بازدارد. اين بازداشتنِ نفس و خويشتندارى از لذات نامشروع و نيز اصرار بر مراقبت دائم و مستمر و واداشتن خويش به تكرار رفتارهاى اخلاقى براى تلبس به ملكه فضيلتها، درحقيقت همان سختگيرى بر نفس است. امام على (ع) گرايش طبيعت انسان را به رذيلتها و زشتىها مىداند و به انسان سفارش مىكند نفس خويش را به خوبىها و نيل به فضايل اخلاقى وادار سازد:
«اكره نفسك على الفضائل، فإن الرذائل أنت مطبوع عليها؛[١]
خود را بر انجام فضيلتها وادار ساز؛ چرا كه نفس تو بر رذيلتها به صورت طبيعى متمايل است».
ايشان در حديثى ديگر، مسامحه با نفس و رساندن آن به اميال و خواستههايش را براى آدمى خطرناك دانسته، مىفرمايد:
«من سامح نفسه فيما يحب أتعبه فيما كره؛[٢]
هركس با نفس خويش در آنچه دوست دارد مسامحه كند، او را به آنچه دوست ندارد مبتلا مىكند». ايشان در ضمن خطبهاى كه در نصيحت مردم بيان داشته، مىفرمايد
: «و لا ترخصوا لأنفسكم فتدهنوا؛[٣]
نفس را به حال خود وامگذاريد؛ زيرا به بيراهه كشانده مىشويد».
نفس آدمى سركش و بسيار خواستار ارضاى تمايلات و خواستههايش است و با انواع ترفندها صاحبش را به سوى برآورده كردن تمايلاتش مىكشاند، بىآنكه برايش چگونگى برآورده شدن آن تمايلات و خواستهها مهم باشد. براى اينكه نفس سركش تحت كنترل عقل درآيد، همانند هر اسب سركش و چموشى نيازمند تربيت است و اگر تربيت نشود، وحشى باقى خواهد ماند، سواران خود را بر زمين خواهد زد و از پاى درخواهد آورد. براى رام كردن و تربيت اسب وحشى، بر بينى آن لجام
[١]. مستدرك الوسائل: ج ١١ ص ٣٢٤.
[٢]. غرر الحكم: ح ٨٧٨٢.
[٣]. الكافى: ج ١ ص ٤٥ ح ٦.