رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٥٥ - ٤ اصل برخوردارى انسان از اختيار
مىشود، از جمله امورى است كه ضمانت اجرايى احكام اخلاقى را بر عهده دارد. بنابراين، سخن از رفتار اخلاقى انسان با خود از منظر كتاب و سنت وقتى معنا مىيابد كه اصل جاودانگى انسان و حيات پس از مرگ پذيرفته شده باشد. با توجه به بديهى بودن اين اصل و اينكه آيات فراوانى از قرآن به موضوع معاد و جاودانگى انسان و زندگى پس از مرگ اختصاص يافته است، براى توضيح بيشتر درباره اين اصل، شما را به كتب تفسيرى و كلامى ارجاع مىدهيم.
٤. اصل برخوردارى انسان از اختيار
برخى صاحبنظران و انديشمندان مذاهب، به جبر معتقدند و انسان را فاقد اراده و آزادى براى انجامدادن افعال خود مىدانند، و برخى ديگر او را آزاد و مختار مىدانند. اما تفكر برگرفتهشده از مكتب اهل بيت، هر دو ديدگاه را مردود مىداند و به ايده
«لاجبر و لا تفويض، بل امرٌ بين الامرين»
معتقد است. البته در ميان صاحبنظران، مشهور است كه شيعه اماميه و معتزله، قايل به اختيار هستند و نظريه جبر را مردود مىشمارند. اماميه نيز اين موضوع را رد نمىكند و اختيار را براى انسان مىپذيرد، اما اختيارى كه بر آن صحه مىگذارد، با اختيار بر مبناى ديدگاه معتزله متفاوت است و مسئله تفويض را همچون جبر مردود مىشمارد. ازاينرو اگر بخواهيم اختيار را يكى از داشتهها و توانمندىهاى انسان بهشمار آوريم، مىبايست درباره معناى آن اندكى توضيح دهيم. اساساً وقتى مىتوانيم رفتارى را در معرض داورى اخلاقى قرار دهيم كه براى انجامدهنده آن دو امكان فراهم كرده باشيم:
١. اعطاى اراده و اختيار لازم براى انجام دادن يا ترك آن عمل و نيز برخوردارى او از آزادى در چگونگى انجام دادن آن؛
٢. در اختيار داشتن معيارى براى تشخيص خوب و بدِ اعمال به منظور ايجاد انگيزه براى او در فعل يا ترك آنها.
بديهى است اگر فرد، اختيار لازم نداشته باشد و از سرِ اكراه و اجبار رفتارى انجام دهد، يا معيار تشخيص كار پسنديده از ناپسند را نداشته باشد، ارزشگذارى اخلاقى عمل او منتفى است و از نظر عقلى، امكان تشويق يا تنبيهش وجود نخواهد داشت. بنابراين، اينكه خود انسان تعيينكننده است چه رفتارى برگزيند و از چه رفتارى دورى كند تا به سعادت برسد و منافعش تضمين شود و از خسران و زيان