رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٩ - ٣ نفس در اصطلاح قرآن و روايات
مادى انسان؛ و تعبيرهاى «روح» و «روان»، به بعد معنوى و ماوراى مادى انسان اشاره دارد؛ و گاه تركيب خود مادى و روحانى، يا حقيقت خود كه مركب از دو بعد وجودى است، قصد شده است، مانند وقتى كه مقصود از «نفس»، حقيقت شىء باشد كه طبيعتاً مقصود از نفس انسان، حقيقت اوست كه مركب از جسم و روح است. البته آياتى چون: أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ[١] و وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ[٢] نيز مؤيداتى براى اين معنا خواهد بود.
٢. نفس در اصطلاح فلاسفه
فلاسفه بزرگ اسلامى بر اين باورند كه نفس انسان، مراتبى دارد؛ اما در تعداد آن مراتب اختلاف نظر وجود دارد. ملاصدرا براى انسان سه ساحت وجودى قايل است. او معتقد است انسان داراى ساحت حسى يا مادى و جسمانى است كه در معرض فنا و زوال است. ساحت وجودى دوم، ساحت عقلانى انسان است كه ثابت، و در واقع حقيقت باطنى ساحت جسمانى اوست. ساحت سوم، وجود شبحى و مثلى است كه فاقد ماهيت انسان است. ملاصدرا براى وجود شبحى وجود ذهنى يا وجود در آيينه را مثال مىزند.[٣]
٣. نفس در اصطلاح قرآن و روايات
واژه «نفس» در قرآن و روايات به معانى متعددى آمده است؛ اما در موارد بسيارى به همان معانى لغوى استعمال شده است. صاحب مجمع البيان نفس را به سه معنا مىداند و مىنويسد: «نفس به سه معناست: روح، خويشتن، ذات».[٤]
در آيات و روايات، همانند آنچه در لغت آمده، نفس گاه به معناى دل،[٥] گاه به معناى روح و جان،[٦] گاه به معناى نفس عاقله،[٧] گاه حقيقت وجودى انسان، هويت
[١]. بقره: ٤٤.
[٢]. ذاريات: ٢١؛ ر. ك: لسان العرب: ج ٦ ص ٢٣٤« و النفس يعبر بها عن الانسان جميعه».
[٣]. ر. ك: الحكمة المتعالية: ج ١ ص ٢٩١، ٢٩٢.
[٤]. مجمع البيان: ج ١ ص ١١٢.
[٥]. زخرف: ٧١ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ؛ نجم: ٢٣ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ.
[٦]. فجر: ٢٧ و ٢٨ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ\* ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ...؛ زمر: ٤٢ اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها. ر. ك: مجمع البحرين: ج ٤ ص ٥٢٧.
[٧]. مائده: ٣٢ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ؛ نساء: ٢٩ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ؛ زمر: ٤٢ اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها. ر ك: الفروق اللغوية: ص ٥٢١.