رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٤٣ - ٢ رفتار اخلاقى مربوط به روح و روان
افزون بر رواياتى كه گذشت و برخى روايات مشابه ديگر، احاديث بسيارى در متون روايى هست كه به بيان درمان مصاديق بيمارىها اشاره كرده و خواص دارويى بسيارى از خوردنىها و آشاميدنىها در آن آمده است. كثرت اين دسته از روايات كه در برخى كتب خاص همچون طب الائمة جمع شده است، حكايت از اين مىكند كه اسلام نه فقط به لزوم درمان بىتوجه نيست، بلكه اهتمام ويژهاى به درمان بيمارى داشته، براى سلامت جسم همچون سلامت روح، جايگاه ويژهاى قايل است.
البته در توصيههاى پيشوايان (عليهم السلام) به اين نكته تصريح شده است كه براى درمان بيمارىها عجله نشود و تا زمانى كه بدن توان مقابله با بيمارى و دفع آن دارد، از داروهاى بيرونى استفاده نشود و اين فرصت به بدن داده شود تا بدون دارو با بيمارى مقابله كند؛[١] اما اين به معناى ترك درمان نيست، بلكه به معناى كمك به مقاومسازى بيشتر بدن و توانمندسازى جسم براى مقابله با انواع بيمارىهاست. بنابراين اگر كسى درمان بيمارى خود را بهكلى ناديده گرفته، علىرغم ضعف مفرط بدن، براى مداواى بيمارىاش اقدام نكند، نكوهش خواهد شد و رفتارش از نظر عقلى و نقلى پسنديده نيست و چه بسا بهسبب كوتاهى در درمان خويش، مورد مؤاخذه الهى قرار گيرد. علامه مجلسى در بحارالانوار حديث ديگرى از پيامبر (ص) نقل مىكند كه در آن آمده است:
تعالجوا و لا تتكلّموا ...
وى سپس در پاورقى مىنويسد به نظر مىرسد واژه «تتكلموا» تصحيفشده «تتكلوا» است؛ يعنى خود را معالجه كنيد و درحالىكه معالجه را ترك كردهايد، به خدا توكل نكنيد.[٢]
٢. رفتار اخلاقى مربوط به روح و روان
در فصل دوم، به ذكر مبانى خداشناختى و هستىشناختى پرداختيم و گفتيم كه آدمى داراى اختيار و تغييرپذير است. او مىتواند با رفتارش سجاياى اخلاقى و صفات پسنديده را در خود پديد آورد و ملكه رفتارهاى شايسته را در ضمير خويش نهادينه سازد، يا صفات رذيله را در نفس خود پى ريزد و به عنوان انسانى برخوردار از
[١]. ر. ك: ميزان الحكمة: ج ٤ ص ١٧٨٦ روايات عنوان« التسرع فى تناول الدواء».
[٢]. بحار الانوار: ج ٦٢ ص ٧١ ح ٢٥:
الظاهر انه تصحيف و انه" ولا تتكلوا" من الاتكال اى لا تتركوا الداء بلا علاج.