رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٤٦ - ٣ راههاى شناخت شهودى
در آيه ديگرى مىفرمايد:
وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ.[١]
وچون در دريا شما را خطرى پيش آيد، همه آنها كه مىپرستيديد از نظرتان محو مىشود، مگر او؛ و چون شما را به ساحل نجات برساند [مجدداً غافل شده] از او روى مىگردانيد.
امام صادق (ع) به معرفت قلبىِ ناشى از اين تجربه تصريح كرده است. ايشان در پاسخ به كسى كه از خداوند و چگونگى شناخت او مىپرسد، به اين نوع تجربه اشاره كرده، خدا را از اين طريق به او مىشناساند. در اين نوع شناخت، شهودِ ناتوانى، عجز و درماندگى و نيز وابستگىِ خود به نيرويى قادر و متعال، فرد را ابتدا به «خودآگاهى» و سپس به «خداآگاهى» مىرساند. امام مىفرمايد:
آيا هرگز بر كشتى سوار شدهاى؟ گفت: آرى.
فرمود: آيا آن كشتى كه سوار شدهاى شكسته است؟ در حالتى كه كشتى ديگرى براى نجات تو نبوده باشد و خودت هم شناگرى را نياموخته باشى؟ گفت: آرى.
فرمود: آيا در چنين هنگامى، قلب تو متوجه اين موضوع شد كه چيزى هست كه تو را از اين ورطه و غرقاب، نجات و خلاصى دهد؟ گفت: آرى.
امام صادق فرمود: همان چيز خداست. او همان خدايى است كه هنگامى كه هيچ نجاتدهندهاى وجود ندارد، بر نجات انسان قدرت دارد. اوست كه هنگامِ نبودن هيچگونه فريادرسى، به فرياد انسان مىرسد.[٢]
معرفت قلبىِ اشارهشده در بيان امام صادق (ع)، معرفت قلبى به خداست؛ اما اين شناخت محصول شهود عجز و نياز و وابستگى خود است. اين شهود شبيه هنگامى است كه در عالم ذر، خدا خودِ انسان را به او نماياند و بهواسطه اين خودآگاهى،
[١]. اسرا: ٦٧.
[٢]. التوحيد: ص ٢٣١.