رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٥٠ - كنترل نفس
بالقوه است. ارزشهاى انسانى او در زمينه وجودش بالقوه موجود است و آماده روييدن و رشد يافتن. انسان از نظر روحى و معنوى يك مرحله از مرحله بدنى عقبتر است. جهازات بدنىاش در رحم وسيله عوامل دستاندركار آفرينش ساخته و پرداخته مىشود، ولى جهازات روحى و معنوى و اركان شخصيتش در مرحله بعد از رحم بايد رشد داده شود و پايهگذارى گردد. ازاينرو مىگوييم هر كس خود بنا و معمار و مهندس شخصيت خود است. قلم تصويركننده و نقاش خلقت شخصيت انسان [برخلاف شخص او] به دست خودش داده شده است.[١]
وى در ادامه ديدگاه اگزيستانسيا ليسم را كه بين ماهيت و وجود انسان جدايى انداخته است، بهنوعى تأييد كرده، تفسير صحيح آن را در همين بيان خود مىداند و معتقد است ملاصدرا نيز كه معتقد بود انسان نوع نيست بلكه انواع است، يا هر فرد در هر روز ممكن است نوعى باشد غير از نوعى كه در روز قبل بوده، همين مطلب را تأييد كرده است. وى در پايان مىگويد:
از اينجا روشن مىشود كه انسان زيستشناسى، انسان بيولوژيكى، ملاك انسانيت نيست. انسان زيستشناسى تنها زمينه انسان واقعى است و به تفسير فلاسفه، حامل استعداد انسانيت است نه خود انسانيت؛ و هم روشن مىشود كه بدون اصالت روح، دم از انسانيت زدن معنى و مفهوم ندارد.[٢]
پس همانگونه كه اشاره شد، كليد تحقق انسانيت خويش در مخالفت با نفس و تسلط بر آن پنهان شده و بر اساس آنچه در متون قرآنى و روايى وارد شده، فقط از اين طريق مىتوان به گوهر انسانيت دست يافت و به آن هدفى كه خداوند براى آفرينش انسان در نظر گرفته نزديك شد. ازاينرو نوع تعامل انسان با نفس اماره خويش، به اندازهاى در سعادت و شقاوت او تأثيرگذار است كه در حديث شريفى آمده است:
مردى به نام مجاشع به خدمت پيامبر (ص) رسيد و از آن حضرت پرسيد: اى رسول خدا، راه شناخت حق چيست؟ آن حضرت فرمود: شناخت نفس. پرسيد: راه موافقت با حق كدام است؟ فرمود: مخالفت با نفس. پرسيد: راه دستيابى به خشنودى حق كدام است؟ فرمود: ناخشنود ساختن نفس. پرسيد:
[١]. همان: ص ٦٦- ٦٨.
[٢]. همان: ص ٦٨، ٦٩.