رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٢ - ب - ملكه
٢. انواع رفتارها: رفتارها از يك منظر به دو دسته «بازتابى»[١] و «غيربازتابى» يا «كنش»[٢] تقسيم مىشوند. رفتارهاى بازتابى، رفتارهايى هستند كه در آن بين محرك و پاسخ، ادراك (ذهن) واسطه نشده است؛ بنابراين رفتارهاى بازتابى، هيچ معنايى ندارند. رفتارهاى بازتابى انسان، مانند هذيانگويى در عالم خواب و بىهوشى، و برخى حركات اعضا و جوارح است كه به صورت ناخودآگاه از انسان صادر مىشود. اما رفتارهاى غيربازتابى، رفتارىهايى هستند كه در آن بين محرك و پاسخ، ذهن يا ادراك قرار گرفته است. اين رفتارها «رفتارهاى معنادار» خوانده مىشوند.
٣. واژه «رفتار» از آنرو كه از نظر بار معنايى خنثى است، مىتواند داراى صفتى شود تا بار معنايى آن را مثبت يا منفى كند. ازاينرو ممكن است داراى صفت نيك و پسنديده، يا صفت بد و ناپسند شود؛ مانند «رفتار نيك و پسنديده» و «رفتار زشت و ناپسند». بنابراين فرد صاحب رفتار هيچگاه به صرف صدور رفتارى از او، به صفت اخلاقى متصف نمىشود؛ زيرا آن رفتار ممكن است مفهوم خاص اخلاقى در پى نداشته باشد. البته اگر رفتار صادرشده، نيك و بد باشد فاعل آن نيز به نيك و بد متصف مىشود و به او «خوشرفتار» يا «بدرفتار» مىگويند.
٤. همانگونه كه پيش از اين نيز گذشت، رفتارها از يك منظر به رفتارهاى ارتباطى و غيرارتباطى تقسيم مىشوند. رفتارهاى ارتباطى كه بخش اعظم رفتارهاى انسان است دو دستهاند: رفتارهاى انسان با خود، و رفتارهاى او با غير خود. قسم دوم نيز به رفتارهاى انسان با خدا، همنوعان و طبيعت تقسيم مىشود.
ب- ملكه
انسان در كارهايى كه با اراده و اختيار خود انجام مىدهد، غالباً به تدبر و تفكر محتاج است؛ يعنى هر كارى كه بخواهد انجام دهد، ابتدا خودِ آن كار، سپس سود و زيان و خير و شرى را كه بر آن مترتب است تصور مىكند. پس از تصديق به منافع و اينكه انجام دادن آن كار براى او مفيد است، درباره آن ميل و شوق مىيابد و پس ضرر و از گذراندن اين مراحل، تصميم مىگيرد آن را انجام دهد؛ يا در صورت
[١].Reflexive .
[٢].Act .