رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٤٥ - ٢ رفتار اخلاقى مربوط به روح و روان
كردن، توجه كردن، و شامل همه كارهاى اختيارى انسان مىشود، اعم از اينكه ارادى و قصدى باشد يا نباشد؛ مثل فعل با لتّجلّى.[١]
بر اين اساس، بسيارى از رفتارهاى درونشخصى از زمره رفتارهايى است كه خارجى نيست و رفتار درونى است، گرچه آثار اين رفتارها غالباً در رفتارهاى بينشخصى فرد نمايان خواهد شد.
٢. برخى روانشناسان همچون فرويد معتقدند كه نيروهاى ناشناخته داخلى، رفتارهاى انسان را كنترل مىكنند و برخى ديگر چون اسكينر بر اين باورند كه انسان بر محيط اثر نمىگذارد، بلكه از محيط اثر مىگيرد و رفتارش تأثيرگرفته از محيط است؛[٢] اما حقيقت اين است كه اين قبيل نظريات شكلهاى افراطى يا تفريطى به خود گرفته است و رفتار انسان، هم متأثر از نيروهاى درونى و شخصيت اوست، و هم ممكن است از محيط تأثير گرفته باشد. امروزه همه نظريههاى شخصيت بر اين باورند كه عوامل درونى ارگانيسم و رويدادهاى محيط اطراف، در تعيين رفتار فرد مؤثرند[٣] و اكثر قريب به اتفاق پژوهشگران بر تأثير متقابل فرد- موقعيت اعتراف دارند.[٤] متون دينى نيز تأثيرگذارى دو چيز را در رفتار انسان تأييد مىكند: نخست آنكه هر فرد، برخوردار از ويژگىهاى شخصيتى است؛ ويژگىهايى كه ممكن است عوامل متعددى همچون وراثت و عملكرد، رفتار، علايق و دغدغههاى والدين و حتى خوراك آنها پيش از ولادت فرزند در شكلگيرى آن اثر داشته باشد؛ و ديگر آنكه محيط و افراد پيرامون و شرايط زندگى هر فرد در اجتماع، در شكلدهى شخصيت او و رفتار صادره از او مؤثر خواهد بود. اما آنچه مسلّم است اين است كه اين امور به معناى سلب اختيار و اراده از آدمى نيست و هر انسان عاقل و بالغى، با تلاش خويش مىتواند رفتارها يا خصوصيات اخلاقى خويش را تغيير داده، اصلاح كند. بنابراين اراده انسان در تغيير و شكلدهى رفتارش نقش اساسى دارد و اگر اراده بر آن تعلق گيرد، امكان تحول در رفتارها و خُلقيات وجود دارد.
[١]. اخلاق در قرآن: ص ٩٣.
[٢]. شخصيت، نظريه و پژوهش: ترجمه محمدجعفر جوادى و پروين كديور: ص ١٣.
[٣]. همان.
[٤]. همان، ص ١٤.