رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٠٧ - مفهوم لغوى و اصطلاحى
...
كارى مىشود كه با عزت نفس او مستقيماً در تعارض است. ازاينرو امام على (ع) در ضمن وصيت خود به فرزندش، محمدبنحنفيه مىفرمايد:
وإن أحببت أن تجمع خير الدنيا و الآخرة فاقطع طمعك مما فى ايدى الناس.[١]
اگر دوست دارى خوبىِ دنيا و آخرت را جمع كنى، از طمعورزى به دارايىهاى مردم خوددارى كن.
و از امام باقر (ع) نقل شده است:
اطلب بقاء العزّ بإماتة الطمع.[٢]
با نابود كردن طمع، بقاى عزت خود را طلب كن.
تعداد روايات موجود در خصوص لزوم قطع اميد از مردم و مطرح نكردن حوائج خود با مردم، حكايت از آن دارد كه پيشوايان دين (عليهم السلام) بر اتكا به توانمندىها، استعدادها و مواهب خداداد، و توكل بر تأييدات خداوند تأكيد داشته، عزت نفس را در گرو روىگردانى از مردم و روى آوردن به خدا و اتكا بر توانمندىهاى خداداد مىدانند. البته مؤمن مىداند كه توانمندىها و استعدادها از سوى خداست و انسان مستقلًا آنها را به دست نياورده است. اسباب و مسببات نيز در دست خداست و امور از طريق اسباب آن تحقق مىيابد. در اين صورت است كه در كنار اعتماد بر خود، توكل نيز معنا مىيابد و موجب تقويت
[١]. كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ٤ ص ٣٩٢ ح ٥٨٣٤.
[٢]. تحف العقول: ص ٢٠٧.