رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٨٣ - د - دو طرف رابطه در رفتار انسان با خود
د- دو طرف رابطه در رفتار انسان با خود
آنچه در بحث رفتار اخلاقى انسان با خود، در پى تبيين آن هستيم، بررسى الگوهاى رفتارهاى اخلاقى انسان در ارتباط با نفس خويش است. اين الگوها شامل رفتارهاى فرد كه در ارتباط با نفس خود او كارآمد است مىشود. در رفتار انسان با خود، وجود دو طرف براى ارتباط مفروض است؛ اما روشن است كه تعامل انسان با نفس خويش، با رابطه او با همنوعان متفاوت است؛ زيرا در تعامل آدمى با همنوعان، طرفين تعامل فعالاند، اما در تعامل انسان با نفس خويش، انتخاب نوع رفتار با خويش، همانند رفتار بين شخصى وابسته به رفتار طرف مقابل و تأثيرپذيرى از آن نيست. يعنى نفس انسان در ظاهرْ منفعل و فاقد هرگونه رفتارى است و ما به طور يكطرفه رفتار خود را در ارتباط با نفس خويش انتخاب، و عمل مىكنيم. بنابراين رفتار انسان با خود، از اين نظر با رفتار انسان با طبيعت شباهت بيشترى دارد؛ زيرا در آن حوزه نيز يك طرف همواره فاعل است و طرف ديگر كه طبيعت است، عملى برخاسته از اراده و اختيار خود در برابر انسان انجام نمىدهد و همانگونه كه طبيعت، همچون مادر بشر خدمات بىشمارى به او ارائه مىكند و گاه بلاياى طبيعى دامنگير او مىشود، نفس انسان نيز حالات و هيجاناتى را كه برخاسته از قواى چهارگانه خود، يعنى قواى عقليه، غضبيه، شهويه و وهميه[١] است بر ما عارض مىكند و در نتيجه ما را در انجامدادن اعمال خود، چه در ارتباط با رفتار درونشخصى و چه در ارتباط با رفتار برونشخصى تا اندازهاى منفعل مىكند. اين انفعال بستگى به اندازه غلبه هريك از قواى چهارگانه بر سه قوه ديگر دارد. آنچه بر ما لازم است اين است كه بتوانيم قواى چهارگانه را تحت كنترل درآورده، هريك را تحت رهبرى عقل، به صورت بجا و درست بهكار گيريم. بنابراين اگرچه در رفتار بين شخصى، انتخاب نوع رفتار هر كس با ديگرى، در بسيارى اوقات در گرو نوع رفتار ديگرى با اوست و رفتارهاى طرفين در تعاملات بين شخصى همواره در انتخاب نوع رفتار آينده تأثيرگذار است و به همين دليل رفتارِ دوطرفه اصطلاحاً «تعامل» خوانده مىشود، در رفتار با خود، رفتار همواره يكطرفه است و در عالم
[١]. ر. ك: معراج السعادة: ص ٢١- ٣٤؛ و مبانى اخلاق: ص ٢٢.