رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٥١ - ح - نتيجه
...
ح- نتيجه
١. اگر گوش و چشم مىتواند ابزار شناخت ما باشد، پس احتمال بازتاب حقيقت، آنگونه كه هست، توسط اين اعضا و جوارح انسان وجود دارد. به عبارت ديگر، مشاهده و تجربه كه امروزه بهمنزله يكى از روشهاى شناخت و معرفت، مورد تأكيد روانشناسان و جامعهشناسان و بهطوركلى دانشمندان تجربهگرا قرار گرفته، به تأييد آموزههاى دينى اسلام نيز رسيده است.
٢. با عنايت به معرفى و به رسميت شناختن معرفت عقلى، و همچنين معرفت قلبى و شهودى در آموزههاى دينى، بهخوبى روشن است كه برخلاف ديدگاه تجربيون مبنى بر اينكه هرچه درستىاش با مشاهده و تجربه به اثبات رسيده، علم و داراى اعتبار است، يافتههاى عقلى كه با برهان عقلى به دست مىآيد و نيز مشاهدات قلبى و شهودى، از اهميت و اعتبار بسيارى برخوردار است و از معرفت حسى و تجربى ارزشمندتر و كارآمدتر بهشمار مىآيند. براى مثال، در رواياتْ بدترين بيمارى، مرض قلب دانسته شده است.[١] بديهى است معرفى بيمارى قلب به مثابه بدترين بيمارى، نشانه اهميت معرفتهاى قلبى در مقابل معرفتهاى تجربى و عقلى است.
٣. روشن است كه ناديده گرفتن توانمندى قلب در ادراكات شهودى، در حقيقت محروم كردن خويش از بخش وسيعى از معارف است؛ همانگونه كه اگر ادراكات حس و تجربه و عقل را بىاعتبار بدانيم، شبيه همين محروميت را در بُعد ديگرى براى خود رقم زدهايم.
[١]. ر. ك: بحار الانوار: ج ٦٧ ص ٦٠ ح ٤١. امام على( ع):
ان من البلاء الفاقة و اشد من الفاقة مرض البدن و اشد من مرض البدن مرض القلب.