رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٥٠ - ز - شناختنما
فركب بهم الزلل
:[١]
شيطان را اساس كار خود قرار دادند و او آنها را شريك خود گرداند. پس در سينههاشان تخمگذارى كرده، جوجههايش در دل او پرورش يافت. پس اين شيطان بود كه با چشمان آنها مىديد و با زبانشان سخن مىگفت، آنها را به خطا مىبرد و رفتار زشتشان را در نظرشان مىآراست.
ايشان در بيان ديگرى مىفرمايد:
احذروا عدوا نفذ فى الصدور خفيا، و نفث فى الآذان نجيا:[٢]
از دشمنى كه مخفيانه به سينهها رخنه مىكند و در گوشها آهسته مىدمد، پروا كنيد.
امام زينالعابدين (ع) در يكى از ادعيه خود، از شيطان به خداوند شكايت مىكند و در وصف جفاى او و چگونگى ايجاد باورهاى نادرست در دل آدمى مىفرمايد:
إلهى أشكو إليك عدوا يضلنى، و شيطانا يغوينى، قد ملأ بالوسواس صدرى، و أحاطت هواجسه بقلبى، يعاضد لى الهوى، و يزين لى حب الدنيا، و يحول بينى و بين الطاعة و الزلفى:[٣]
خدايا، من نزد تو از دشمنى شكوه مىكنم كه مرا به بيراهه مىكشاند و از شيطانى كه گمراهم مىسازد، سينهام را از وسواس آكنده و وسوسههاى او دلم را احاطه كرده است، هوسم را پشتيبانى مىكند و دوستى دنيا را برايم مىآرايد و ميان من و فرمانبردارى از تو، جدايى مىافكند.
امام حسين (ع) در راهنمايى فرد مخالفى كه مردم را به مناظره مىطلبيد، او را از تصور نادرستش كه منشأ شيطانى دارد باخبر مىكند و مىفرمايد:
الشيطان ليوسوس للرجل و يناجيه و يقول: ناظر الناس لئلا يظنوا بك العجز و الجهل:[٤]
شيطان انسان را وسوسه كرده با او نجوا مىكند كه با مردم مناظره كن تا گمان نكنند نادان و ناتوانى.
[١]. نهج البلاغة: خطبه ٧.
[٢]. همان: خطبه ٨٣.
[٣]. بحار الانوار: ج ٩٤ ص ١٤٣.
[٤]. منية المريد: ص ١٧١.