رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٤٧ - كنترل نفس
مادى» و «شهوت جنسى» اشاره كرد. اين اميال و غرايز به منظور نيل به هدف تكاملى بوده است و هر انسان براى رسيدن به درجات بالاتر كمالى، همواره به اين غرايز و گرايشها نيازمند است. اگر انسان را موجودى مركب از روح و جسم، و برخوردار از عقل و نفس بدانيم، در آن صورت تصديق خواهيم كرد كه نياز انسان به غرايز و تمايلات، براى هدف متعالى آفرينش ضرورى است. البته همه گرايشها و تمايلات آدمى در غرايز و اميال نفسانى خلاصه نمىشود همانگونه كه در فصل پنجم گذشت او در ضمير خويش تمايلات ديگرى چون خداجويى، ميل به عبوديت و بندگى، ميل به جاودانگى و بقا و علاقه به ارزشهاى انسانى و اخلاقى را نيز احساس مىكند. بنابراين آدمى با تأمل و خودآگاهى بيشتر، بهخوبى خواهد دانست كه هدف از زندگى انسان بر زمين، فقط اشباع غرايز و هواهاى نفسانى نيست و بايد براى نيل به تعالى انسانى خويش، در جهت تدبير همه تمايلات گام برداشت و به هريك از آنها به قدر ضرورت و نياز توجه كرد. انسان براى سعادتمندى خويش هرگز نمىتواند و نبايد تكبعدى باشد و فقط به اشباع برخى تمايلاتش فكر كند و از امور ديگر غافل شود. اگر در ضمير انسان انواع تمايلات، غرايز و قواى گوناگون قرار داده شده است، به اين معناست كه به همه آن امور در تعالى و كمال نياز دارد و بايد از هريك از آنها در وقت خود و به اندازهاى كه با هدف نخستين آفرينش او در تعارض نباشد، بهرهبردارى كند. اين قانون و قاعدهاى است كه در بسيارى از ساختههاى بشر نيز از آن تبعيت مىشود و در ساختمان اغلب اشياى دستساز بشرى نيز، به تناسب هدفى كه براى كارآمدى آن دستگاه لازم بوده، امكانات لازم قرار داده شده است. پس كسانى كه از آن دستگاه استفاده مىكنند، بايد در مرحله نخست، از آن ابزار شناخت لازم را به دست آورند و سپس متناسب با هدفى كه براى آن ايجاد شده، خردمندانه از آن بهرهبردارى كنند.
از آنچه بيان شد، آشكار است كه مقصود از «نفس» در بحث «كنترل نفس» همان چيزى است كه انسان را به سوى لذتهاى مادى و جسمانى مىكشاند و در متون دينى از آن به «نفس اماره» تعبير شده است. اگر اين تمايلات و گرايشهاى متعدد در وجود انسان را، رهبرى به نام «عقل» تدبير كرد و از همه آنها به اندازه نياز و ضرورت و بر اساس دستورالعمل الهى كه در احكام شرع مقدس تبيين شده است