رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٢٣ - د - ويژگىهاى معرفت فطرى
د- ويژگىهاى معرفت فطرى
استاد مطهرى، خودآگاهى فطرى را واقعى و غيراكتسابى مىداند و معتقد است آيه شريفه ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ به همين نكته اشاره كرده، و موجود ناخودآگاه با انشاء خلق دوم توسط خداوند، خودآگاه شده است.[١]
اينكه آدمى آن را فراموش مىكند و بايد اين شناخت را به او يادآورى كرد، شاهدى براى آموختنى نبودن اين معرفت بهشمار مىآيد. بنابراين غفلت و فراموشى، آفت خودآگاهى فطرى، و تذكر و تنبّهْ راه رفع آن است. علامه جعفرى فراموشكارى انسان را بلاى فراگير بشر، و «تذكر» را عامل جلوگيرى از غفلت از معارف فطرى مىداند. وى مىگويد: «بهجرئت مىتوان گفت بشر بيش از آنكه قربانى جهالتش باشد، قربانى فراموشكارى خويش است كه از اهميت ندادن به حقايق ناشى مىگردد».[٢] وى در ادامه، غفلت و نيز تذكر را كه در آياتى از قرآن به آن تصريح شده، نشانه فطرى بودن حقايق سازنده انسانى، و تذكر را عامل رهايى از غفلت و فراموشى مىداند.[٣]
نگارنده بر اين باور است برخى آيات كه متضمن پرسش از بشر است، درواقع هشدار و تذكر به انسان است تا او را به معارف فطرى خويش توجه دهد و او را وادار كند به نداى درونىاش درباره شناخت خود و شناخت خدا گوش كند. آياتى چون: أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ[٤] و أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ وَ أَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ[٥] از اين آياتاند.
اطلاق آيه فوق، در عبارت
«وما خلق الله من شىء»
شامل خودِ فرد نيز مىشود؛ ازاينرو خدا براساس اين آيه از انسان مىخواهد به خود نيز بينديشد و در خودآگاهى
[١]. انسان در قرآن: ص ٦٠.
[٢]. شناخت از ديدگاه علمى و از ديدگاه قرآن: ص ٣٩٢.
[٣]. ر. ك: همان: ص ٣٩٣.
[٤]. روم: ٨:« آيا در درون خود نمىانديشند؟».
[٥]. اعراف: ١٨٥:« آيا در ملكوت آسمانها و زمين و در هرچه خدا آفريده فكر و نظر نكردند و در اينكه اجل و مرگ آنها بسا باشد كه به آنان بسيار نزديك شده باشد؟ پس به چه حديثى بعد از اين[ كتاب مبارك آسمانى] ايمان خواهند آورد؟».