رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٠٥ - مفهوم لغوى و اصطلاحى
١. فرد، شخصاً با تكيه بر توانمندىهاى خدادادى اقدام كند. برخى روايات نه فقط انسان را به تلاش در جهت شناخت خود دعوت مىكند تا توانمندىهاى او آشكار شود، بلكه سعى مىكند آنها را در جهت تقويت اعتمادبهنفس و به تبع آن افزايش همت، تشويق كند. لذا مىبينيم امام باقر (ع) به هشام اينگونه سفارش مىكند:
يا هشام لو كان فى يدك جوزة و قال الناس: لؤلؤة ما كان ينفعك و أنت تعلم أنها جوزة، و لو كان فى يدك لؤلؤة و قال الناس: أنها جوزة ما ضرك و أنت تعلم أنها لؤلؤة.[١]
امام على (ع) نيز براى تقويت خودباورى و رشد آن ميفرمايد:
قدر الرجل على قدر همّته.[٢]
ارزش مرد به اندازه همت اوست.
پس قيمت شخصيت فرد را بايد در مقدار اعتماد او به نفسش جستوجو كرد. در اين هنگام او از سربارِ ديگرى شدن پرهيز كرده، امور خود را از طرق عادى كه عقلا از آن استفاده مىكنند پى مىگيرد و اگر انجام دادن كارى ملازم با مراجعه به ديگرى باشد، مطابق با قراردادهاى اجتماعى آن را صورت مىدهد و از اصول زندگى اجتماعى كه بر اساس تعامل با همنوعان است خارج نمىشود. لذا چنين مطالباتى با اظهار خوارى و سرسپردگى همراه نخواهد بود؛ آنگونه كه پيامبر اكرم (ص) فرموده است:
اطلبوا الحوائج بعزة الانفس:[٣]
حاجات خود را با رعايت عزت نفس بخواهيد. يعنى با اظهار عجز و ناتوانى از همنوعان درخواست مكن. بلكه اين درخواست بايد همراه با توانمندى باشد. انسانى كه در ازاى كمك همنوع خويش دستمزد او را مىپردازد، هرگز در برابر او اظهار خوارى و ذلت نمىكند.
بنا بر اين كسى كه بر داشتههاى ديگران اتكا كند و به احسان همنوعان چشم طمع بدوزد، بى آنكه از توان خويش به صورت صحيح بهره ببرد. بديهى است اين
[١]. بحار الانوار: ج ١ ص ١٣٦. اى هشام اگر در دست تو گردويى بود و مردم گفتند آن گوهر است هيچ سودى به حال تو ندارد در حالى كه مىدانى آن گردوست، و اگر در دست تو گوهرى است و مردم گفتند آن گردوست هيچ زيانى به تو نمىرسد در حالى كه مىدانى گوهر است.
[٢]. نهج البلاغة: حكمت ٤٧.
[٣]. تاريخ مدينة دمشق: ج ٥٣ ص ٧٠ ح ٦٣٨٣.