رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٨٥ - ط - انسان، موجودى آزاد و آزادىخواه
برگزيند و تمايلات حيوانى خويش را مهار كند و عنان آن را به دست عقل خويش بسپارد، يا اينكه بدون پيروى از عقل، غرايز حيوانى خويش را افسارگسيخته رها كند و در پى ارضاى آنهاروان شود.
اين ويژگى، يعنى همراه داشتن دو نوع گرايش عقلانى و حيوانى، اين امكان را براى آدمى فراهم كرده است كه با مهار گرايشهاى حيوانىاش و رفتار بر مبناى خرد، خود را از مرتبه ملائك نيز بالاتر بَرد يا با سركوب عقل خود و پيروى از خواستههاى حيوانى، و نيز بهكارگيرى عقل در مسير بهرهمندىِ هرچه بيشتر و بهتر از هواهاى نفسانى پست، از مرتبه حيوانى نيز پستتر شود و مصداق آيه شريفه أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُ[١] باشد. ازاينرو اقتضاى طبيعت انسان، آن است كه صاحب اختيار باشد تا در دوراهىهاى عقلانى و نفسانى، قدرت انتخاب و اختيار يكى، و ترك ديگرى را داشته باشد، و البته همه ارزشها و كمالات آدمى نيز هنگام انتخاب نوع رفتار و گفتارش، نمايان مىشود و با گفتار و كردارش، كمالات خويشتنِ خويش را مىسازد و آن را نمايان مىكند.
ط- انسان، موجودى آزاد و آزادىخواه
لازمه اعطاى اختيار، آزادى نيز هست؛ يعنى اگر ويژگى انسان بودن اقتضا كرده است كه خداوند به او اختيار دهد تا با انتخاب خود رفتارهايش را انجام دهد، همين ويژگى اقتضا مىكند كه او آزادى عمل نيز داشته باشد و مجوز سلب آن را به كسى ندهد. يعنى خداوند انسان را تكويناً آزاد آفريد و دين نيز آزادى او را به رسميت شناخت. بنابراين حتى در مهمترين امور همچون ايمان به خدا، آزادى او كانون تأييد و تأكيد قرار گرفت. و خداوند آزادى را از او سلب نكرد و اجازه انتخاب را از او نگرفت:
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.[٢]
در دين هيچ اجبارى نيست؛ راه راست از گمراهى به روشنى آشكار شده است. پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداوند ايمان آورد، يقيناً به دستاويزى استوار چنگ زده است كه آن را هيچ گسستى نيست؛ و خداوندْ شنواى داناست.
[١]. اعراف: ١٧٩.
[٢]. بقره: ٢٥٦.