رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٤٢ - ٣ درمان
خود را از اول سرما (پاييز) محافظت كن و به ملاقات آخر سرما (بهار) برو؛ كه عمل آن بر بدن مانند عملش بر درخت است، كه اولش مىسوزاند و آخرش مىروياند.
اين متون كه فقط بخش اندكى از توصيههاى پيشوايان دين در توجه به سلامت جسم است، در درجه اولْ متون فقهى دين نيست، بلكه از توصيهها و دستورهاى اخلاقى دين بهشمار مىآيد و پايبندى به آن به منزله رعايت حقوق جسم خويش است.
٣. درمان
شايد كمتر كسى باشد كه به درمان بيمارىهاى خود نينديشد و براى درمان خويش هنگام بيمارى اقدام نكند؛ گرچه ممكن است اقدام افراد با يكديگر متفاوت باشد و برخى با پرهيز و امساك، و برخى با دارو، به درمان بيمارى اهتمام كنند. بىترديد اگر بيمارى ناديده گرفته و به حال خود واگذاشته شود، اقدامى پسنديده نخواهد بود و فاعل اين رفتار مورد نكوهش و سرزنش عقلاى قوم قرار خواهد گرفت. آموزههاى دينى نيز اين رفتار را تأييد نمىكند و بر ضرورت درمان تأكيد كرده است. در حديث شريفى از امام ششم (ع) نقل شده است كه يكى از پيامبران خدا بيمار شد، با خود گفت: «خود را درمان نمىكنم تا همو كه بيمارم كرده، شفايم دهد». خداوند به او خطاب فرمود:
لا أشفيك حتى تتداوى، فإنّ الشفاء منّى.[١]
تا خود را درمان نكنى، شفايت نمىدهم؛ چون شفا دادن از من است.
از پيامبر اكرم (ص) نيز در توصيه به درمان بيمارى و بسته نبودن راه درمان چنين روايت شده است:
يا أيها الناس تداووا فإن الله تعالى لم يخلق داءً الا خلق له شفاءً الا السام؛ و السام الموت.[٢]
اى مردم خود را مداوا كنيد؛ زيرا خداوند تعالى هيچ دردى را نيافريده است مگر آنكه براى درمان آن دارويى قرار داد، مگر مرگ.
[١]. ميزان الحكمة: ج ٤، ص ١٧٨٦، ح ٦١٤٥؛ مكارم الاخلاق: ج ٢ ص ١٨٠ ح ٢٤٦٥.
[٢]. كنز العمال: ٢٨٠٨٨؛ ر. ك: سنن ابى داود: ج ٢، جزء ٤، ص ٣؛ سنن ترمذى: ج ٤ ص ٣٨٣ ح ٢٠٣٨.