رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٢٨ - درآمد
نتواند انسانها را با خود آشنا سازد و شايستگىها و بايستگىها را به آنها گوشزد كند، ارزش نخواهد داشت.[١]
به هر تقدير بايد خيرخواه خود بود و سپس چگونگى رفتار خيرخواهانه با خود را نيز فراگرفت. به اين منظور، بايد بر اساس آنچه خالق حكيم در مصلحت و سعادت بشر بيان كرده رفتار كنيم تا حقيقتاً در حق خويش خيرخواهى كرده باشيم؛ چرا كه او مصلحت، كمال و سعادت مخلوق خويش را بهتر مىشناسد و خير او را از هر كس ديگر بهتر تشخيص مىدهد؛ دانا به آشكار و نهان است و بىنياز از هر نياز؛ نه به امرى جاهل است و نه به منفعتى نيازمند، تا به دليل جهل يا نياز نخواهد يا نتواند راه صواب را به بندگانش نشان دهد و خواسته يا ناخواسته آنان را به خطا و انحراف اندازد. پس كسى كه خيرخواه خود است و نياز و وابستگى خويش را درك كرده است، در تبعيت از خداوند براى دستيابى به سعادت خويش ترديد نمىكند.
اما بر اساس تعاليم آسمانى، نفس انسان داراى سه رتبه و درجه است: درجه نخست يا پايينترين درجه آن، نفس طبيعى يا حيوانى است. پيروى از تمايلات و گرايشهاى اين نفس، اگر عقل و شرع دخالت داده نشود، هلاكت آدمى را در پى خواهد داشت.[٢] مرتبه دوم، مرتبه نفس انسانى است كه در متون دينى از آن به «نفس لوّامه» تعبير مىشود.[٣] اين نفس، صفات برجسته انسان و نيز جايگاه انسان در جهان آفرينش و در ميان همنوعان را لحاظ مىكند و او را از پيگيرى محض نفع شخصى برحذر مىدارد. مرتبه عالى و كماليافته نفس هنگامى است كه نفس انسانى به نفس الهى ارتقا يابد و وصال به محبوب و جلب رضا و خشنودى او و تبعيت از خواست او هدف نهايى دانسته شود.[٤]
انسان بايد توجه داشته باشد كه براى نايل شدن به مرتبه كمال انسانى، يعنى مرتبه نفس مطمئنه، نبايد تمايلات نفس طبيعى يا حيوانى خويش را سركوب كند و
[١]. محمدتقى جعفرى،« انسانشناسى از منظرى نو»، به نقل از سايت:www .Ostad -Jafari .com
[٢]. نفس امّاره وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي( يوسف: ٥٣).
[٣]. وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ( قيامت: ٢).
[٤]. نفس مطمئنة يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ\* ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً\* فَادْخُلِي فِي عِبادِي\* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي( فجر: ٢٧- ٣٠).