رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٤٧ - ٣ راههاى شناخت شهودى
مقام ربوبى خويش را به او نشان داد. سپس از او اعتراف گرفت كه او پروردگار بىهمتاست.[١]
آنچه در متون يادشده به آن اشاره شده است، نمونهاى از موارد بىشمار اضطرار است كه براى انسانها در زندگى پيش مىآيد. در زندگى، حوادث بسيارى واقع مىشود كه اضطرار و استيصال براى انسان رخ مىدهد و در آن لحظه، انسان خود را تنها احساس مىكند و جز خدا پناه و ياورى نمىيابد؛ فقط او را ناظر احوال خود و قادر بر يارى خويش مىبيند و آنگاه است كه در درون با او نجوا، و از او استمداد مىكند؛ حوادثى چون: اتفاقات ناگوار براى خانواده بهويژه فرزند آنگاه كه پزشكان از درمان و مداوا نااميد شوند، يا هنگامى كه دست آدمى از همه جا براى تأمين هزينه عمل جراحى فرزند كوتاه مىشود و اميدى برايش باقى نمانده باشد، يا وقتى كه بىگناه در بند قانون گرفتار شده و هيچ گواهى بر تبرئه خود نداشته باشد و همه شواهد عليه او باشد. در اين مواقع، علىرغم قطع همه اميدهاى ظاهرى، در عمق دل و گوشهاى از قلب آدمى، اميدى ديگر نمايان مىشود و او را وامىدارد تا در درون، با موجودى كه براى او حضور، شنوايى، بينايى و قدرتِ بىنهايت قايل است نجوا كند و براى رفع نياز و اضطرار خويش از او استمداد كند. خداوند در طول زندگى هر انسان، بارها خود را از اين طريق يا از طرق ديگر به بندهاش مىشناساند و وابستگى مطلق او را به شهود او مىرساند و فقط انسانهاى بيداردل، از اين تجارب درس مىگيرند و هدايت مىشوند؛ اما بيشترِ انسانها پس از مدتى آن تجربه را فراموش مىكنند و حقيقت عينالربطى خود و وابستگى و نياز مطلق خويش، و بىنيازى و قدرت مطلق خداوند را از ياد مىبرند.
بر اساس آنچه گذشت، با تهذيب نفس مىتوان قلب خود را براى تابش معرفت قلبى و شهودى بر آن، و دريافت معارف آماده كرد و خويشتن را از نتيجه شناخت شهودى بهرهمند كرد. شكل ذيل، انواع شناخت عقلى و قلبى را نشان مىدهد.
[١]. اعراف: ١٧٢: ... وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى ....