رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٢١ - د احساس حب ذات
بر اين اساس، «خود» به منزله يكى از ناظرانِ هميشه حاضر مىتواند موجب ايجاد حيا در ضمير انسان شده، مانع رفتار ناپسند شود؛ مشروط به آنكه انسان خود را ناظر بهشمار آورد و البته خويشتن را محترم بداند. زيرا اگر انسان هنگام ارتكاب رفتار زشت، از حضور ناظر آگاه نباشد و يا براى آن حرمت و ارزشى قايل نباشد و از سرزنش او بيمناك نشود، احتمال ارتكاب رفتار زشت توسط او بسيار قوّت خواهد گرفت.
در اينجا ذكر چند نكته سودمند است:
١. حيا از خود، در كنار شرم از حضور خداوند، از برترين اقسام حياست؛ زيرا هميشه و همه جا همراه انسان است و از حرمت و كرامت نفس بالاى فرد حكايت مىكند.
٢. مقصود از شرم يا حيا، حياى بازدارنده است؛ زيرا چه بسا احساس شرم در وجود فرد ايجاد شود؛ اما به اندازهاى قوى نباشد كه بازدارنده باشد. در اين صورت آن حيا، حياى بىخاصيت است و سودى نمىرساند.
د. احساس حُبّ ذات
يكى از احساسات انسان درباره خود، كه فطرى و همگانى است، دوست داشتن خود، يا بهاصطلاح «حبّ ذات» است. دوست داشتن خويشتن به صورت فطرى، باعث شده است برخى ديدگاهها و نظريات اخلاقى صاحبنظران، ناظر به اين ويژگى انسان باشد؛ نظرياتى كه به تعبير «خودگرايى» اشاره مىكند. اين نظريهها غالباً مروج مكاتب خودگرايانهاند و قائلاند انسان همواره به گونهاى رفتار مىكند كه خير و نفع خويش را تأمين كند. نظريه حب ذات، تبيينى اسلامى از نظريه خودگرايى است كه در آن با استناد به متون دينى سعى شده است اشكالات و نقدهاى وارد بر نظريه خودگرايى برطرف، و ديدگاهى سازگار با معارف دينى ابداع شود.[١] البته اين نظريه با اصل حبّ ذات مخالف نيست و آن را تأييد مىكند. به نظر مىرسد حبّ ذات، ريشهاىترين غريزهاى است كه انسان از آن برخوردار است و تقريباً همه رفتارهاى آدمى در جهت
[١]. ر. ك: مصطفى عزيزى علويجه،« بررسى تطبيقى نظريه خودگرايى و حبّ ذات»، فصلنامه انديشه نوين، سال سوم، شماره نهم، تابستان ١٣٨٦.