رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٠٢ - مفهوم لغوى و اصطلاحى
برخى نظريهپردازان علم روانشناسى معتقدند عزت نفس، از نتيجه ارزيابى آدمى از خود شكل مىگيرد. اين ارزيابى محصول شناخت هر فرد از نفس خويش و اعتقاد به توانمندىها، استعدادها، تجارب موفق و نيز ضعفها و شكستهاى خويش، و خلاصه برايند همه دانستههاى او نسبت به خويش است. اگر ارزيابى از خود، ارزشمندى فرد را براى او به اثبات برساند و حس كرامت نفس را در او تقويت، و نيز احساس عزت نفس يا «خود توانمندى» او را برايش آشكار كند، اتكا بر توانمندىهاى خود در ضميرش شكل گرفته و در پى آن، در رفتار او نيز آثار بىنيازى از غيرْ هويدا مىشود. اما اگر در ارزيابى از خود، جنبههاى مثبت به چشم نيايد و ارزشمندى و توانمندى به اثبات نرسد، يا ضعفها و كاستىها به چشم آيد، به جاى كرامت نفس يا احساس خودارزشمندى، احساس كمارزشى يا بىارزشى و حقارت و اظهار ضعف و ناتوانى در برابر همنوعان شكل مىگيرد. كمترين نتيجه اين احساسها، وادادگى خود و تأثيرپذيرى از ديگران به جاى اعتماد و تكيه بر ارزشها و توانمندىهاى خود است و نتيجه نهايى آن، اظهار خوارى و ذلت آدمى در برابر ديگران خواهد بود.
در روايات، واژه «عزت» بهصراحت معنا نشده است؛ اما در اغلب موارد، عزت در مقابل ذلت قرار داده شده است؛ مانند حديثى از امام على (ع) كه فرموده است:
ساعة ذل لاتفى بعز الدهر:[١]
يك ساعت ذلت، با عزت همه دوران زندگى برابرى نمىكند. اما از آنجا كه مىتوان با استفاده از قاعده «تعرف الاشياء بأضدادها» برخى امور را بهتر يا بيشتر شناخت، مفهوم عزت را از منظر معصوم (ع) مىتوان با استفاده از مفهوم ذلت بيشتر فهميد.
«ذلت» در لغت به معناى نرمى و نفوذپذيرى (ضد سختى) معنا شده است.[٢] بيشتر كتب لغت، ميان «ذِلّ» با «ذُلّ» تفاوت قايل نشده و هر دو را ضد صعوبت و سختى و نفوذناپذيرى دانستهاند.[٣] البته اين معنا در ظاهر ناپسند نيست و در برخى موارد، رفتار ذليلانه يا رفتارى ملايم و نرم مطلوب است؛ همچون رفتار انسان در
[١]. غرر الحكم: ح ٥٥٨٠.
[٢]. مجمع البحرين: ج ٢ ص ١٠١.
[٣]. تاجالعروس: ج ١٤ ص ٢٥٢- ٢٥٣؛ القاموس المحيط: ج ٣ ص ٣٧٩.