رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٣٩ - ك - رابطه اخلاق با رفتار
ك- رابطه اخلاق با رفتار
شايد برخى بر اين باور باشند كه اخلاق از منظر دين و صاحبنظران مسلمان، فقط خلق و خوى و ملكات نفسانى را در بر مىگيرد و شامل رفتار نمىشود و رفتار فقط مىتواند نشاندهنده خلقيات و ملكات باشد؛ چرا كه خُلقيات، درونىاند و صرفاً درصورتىكه رفتارى متناسب با صفت اخلاقى از فردى صادر شود و در شرايط مشابه، آن رفتار از آن فرد خاص تكرار شود، مىتوان نتيجه گرفت كه او به صفت اخلاقى متناسب با آن رفتار، متصف است. بنابراين رفتار، آشكاركننده صفات و خُلقيات است. البته آشكار است كه رفتار، هميشه نمود خلقيات نيست، بلكه ممكن است مقدمهاى براى ايجاد خلقيات و ملكات جديد بهشمار آيد. به عبارت ديگر، كسى كه در صدد اصلاح ملكات، عادات و اخلاق خويش است، مىبايست ابتدا بكوشد رفتار خويش را بر اساس معيارهاى اخلاقى و عقلانى شكل دهد و سپس با تمرين و تكرار، ملكات جديدى را در وجود خويش سازماندهى كند. پس آن دسته از رفتارهايى كه هنوز به ملكات نفسانى تبديل نشدهاند، هرگز حكايتگر خلق و خو نيستند، اما مىتوانند در آينده، خلق و خوى متناسب با خود را در صاحب آن رفتار پديد آورند مشروط به آنكه تكرار شوند. بديهى است با يك بار انجام دادن رفتار، نبايد انتظار داشت آن رفتار به اخلاق تبديل شود. به هر حال ما در اين كتاب در پى تبيين رفتار صحيح و اخلاقى با خود هستيم و از ديدگاه ما، تفاوتى وجود ندارد، ميان اينكه رفتار به صورت ملكه و خلق و خو درآمده باشد يا نه. پس مقصود ما از رفتار اخلاقى، رفتارى است كه بر اساس مبانى و معيارهاى اخلاقى، بتوان آن را ارزشگذارى كرد. البته همانگونه كه اشاره شد، رفتار اخلاقى لزوماً رفتارى نيست كه برخاسته از خُلق و خوىِ صاحب رفتار باشد؛ بلكه ممكن است آن رفتار از جمله رفتارهايى باشد كه تكرار و استمرار آن موجب ايجاد خُلق و خو يا ملكه رفتار شود. بنابراين «رفتار اخلاقى» با «اخلاق» متفاوت است؛ زيرا اخلاق، خلق و خوى ملكهشدهاى است كه باعث مىشود رفتارى متناسب با آن خُلق و خو، بدون تأمل و تكلّف و به صورت ناخودآگاه از فاعل صادر شود؛ اما رفتار اخلاقى، رفتارى است كه قابليت ارزشگذارى داشته باشد و به خوب و بد متصف شود، اگرچه هنوز آن رفتار در ضمير فاعل آن، به صورت عادت و ملكه درنيامده باشد. بنابراين رابطه