رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٣٨ - ي - رابطه شاكله با اخلاق و رفتار
متفاوت مىسازد؛ و هم اخلاق را بر اساس آن سرشت شكل مىدهد. به عبارت ديگر، شاكله فرد در رفتار او تأثير مىگذارد، و تكرار رفتار متناسب با شاكله، خُلق و خوى او را مىسازد.
البته بايد توجه داشت كه اگرچه شاكله، نقش مهمى در نوع رفتار و ايجاد خُلق و خوى انسان ايفا مىكند، هرگز اختيار فرد را از او نمىگيرد و او را به انجام دادن رفتار يا تلبس به اخلاقى خاص مجبور نمىكند. علامه طباطبايى دراينباره مىنويسد:
وبا همه اينها، دعوت و خواهش و تقاضاى هيچيك از اين مزاجها كه باعث ملكات و يا اعمالى مناسب خويش است، از حد اقتضاء تجاوز نمىكند؛ به اين معنا كه خلق و خوى هر كسى هيچوقت او را مجبور به انجام كارهاى مناسب با خود نمىكند، و اثرش به آن حد نيست كه ترك آن كارها را محال سازد، و در نتيجه، عمل از اختيارى بودن بيرون شده و جبرى بشود. خلاصه اينكه شخص عصبانى، در عين اينكه عصبانى و دچار فوران خشم شده، باز هم مىتواند از انتقام صرفنظر كند؛ و شخص شكمباره باز نسبت به فعل و ترك عمل مناسب با خلقش اختيار دارد، و چنان نيست كه شخص شهوتران، در آنچه كه به مقتضاى دعوتِ شهوتش مىكند مجبور باشد، هر چند كه ترك عمل مناسب با اخلاق و انجام خلاف آن دشوار و در پارهاى موارد در غايت دشوارى است.[١]
شكل ذيل، تأثير و تأثر شاكله در هريك از اخلاق و رفتار را نشان مىدهد.
...
[١]. همان: ص ١٩٠.