رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٦٢ - ج - انسان، موجودى برخوردار از عقل
٤. هر دو طالب لذتاند؛ اما ميان لذت فطرى و لذت غريزى تفاوتهايى وجود دارد. لذتهاى غريزى غالباً از امور جسمانى و شهوانى تأمين مىشود اما لذتهاى فطرى ماهيتى فراجسمانى، معنوى و ارزشى دارند. ازاينرو از نظر ارزشى، لذتهاى فطرى برتر است.
٥. گرايشهاى گوناگون غريزى و فطرى انسان از يكديگر جدا نيستند، بلكه بر يكديگر اثر مىگذارند و بر اثر تعامل و تزاحم با يكديگر، به انگيزهها و اعمال انسان شكل مىدهند.[١] بنابراين گاه اين دو نوع گرايش، هم جهتاند و آدمى را به سمت عملى كه هر دو گرايش خواستار آن است سوق مىدهند؛ و گاه با هم در تزاحماند، كه در آن صورت قوّت و ضعف عقل انسان در انتخاب نوع عمل نقش كليدى خواهد داشت.
ج- انسان، موجودى برخوردار از عقل
شايد بتوان مهمترين موهبت خداوند به انسان را كه وجه تمايز او با حيوانات شمرده مىشود، عقل دانست. اين نعمت بر اساس برخى روايات محبوبترين و ارزندهترين مخلوق خداوند خوانده شده است.[٢]
«عقل» از نظر لغوى به معانى منع، امساك، حبس و جلوگيرى،[٣] بستن و نگه داشتن است.[٤] برخى انديشمندان، كاركرد عقل را در ممانعت انسان از گفتار و كردار ناپسند[٥] يا از انحراف و كجروى دانستهاند.[٦] اين واژه در اصطلاح به معناى يكى از قواى نفس انسان است كه با استفاده از آن مىتواند مسائل نظرى را از مقدمات بديهى و معلوم استنباط كند، اگرچه بيشتر به معناى مركز و قوه ادراك حقيقت اشيا و تميز خوب و بد از يكديگر آمده است.[٧] قرآن كريم، عقل را ابزارى براى تشخيص
[١]. فتحعليخانى، محمد، جزوه آموزههاى بنيادين علم اخلاق، بخش سوم( رابطه انسان با خود) درس سوم( غريزه).
[٢]. ر. ك: منتخب ميزان الحكمة: ج ٢ ص ٧٠٤: عنوان ١٣١٦( العقل).
[٣]. الصحاح: ج ٥ ص ١٧٦٩، ٤٢٢، ٤٢٣.
[٤]. المعجم الوسيط: ص ٦١٦.
[٥]. معجم مقاييس اللغة: ج ٤ ص ٦٩.
[٦]. التعريفات: ص ٦٥.
[٧]. القاموس العصرى، فرهنگ معين، ص ٤٥١ و معجم الوسيط، ص ٦١٦.