رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٦٣ - ج - انسان، موجودى برخوردار از عقل
راه درست از نادرست، و انجام دادن عمل صحيح و پسنديده و ترك عمل ناصحيح و زشت، و وسيلهاى براى رهنمون شدن به سعادت و رهايى از خسران و هلاكت ابدى معرفى مىكند و از زبان اهل جهنم مىگويد:
وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ.[١]
وگويند: اگر ما در دنيا [سخن انبيا را در مقام پيامبر بيرونى] مىشنيديم، يا به دستور عقل [به مثابه پيامبر درون] رفتارمىكرديم، [امروز] از دوزخيان نبوديم.
با توجه به اين آيه و آيات مشابه، بهروشنى مىتوان فهميد كه قرآن كريم بيشتر به كاركرد عقل كه تشخيص خير از شر، و صحيح از ناصحيح و عملكرد بر اساس اين تشخيص است عنايت دارد آنگاه كه مىفرمايد:
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ.[٢]
آيا [اين كافران] در زمين به سير و تماشا نرفتند تا دلهاشان بينش وهوش يابد وگوششان به حقيقت شنواگردد؟ كه [اين كافران را] چشمهاى سر گرچه كور نيست، چشم باطن وديده دلها كور است.
در آيه ديگرى آمده است:
وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ.[٣]
وچه كس از آيين پاك ابراهيم روى گرداند به جز مردم بىخرد؟!
روايات نيز عقل را وسيلهاى براى اطاعت و بندگى خدا دانسته، مىفرمايد:
العقل ما عبد به الرحمان و اكتسب به الجنان.[٤]
عقل چيزى است كه خدا با آن پرستيده مىشود و بهشت به واسطه آن كسب مىشود.
با عنايت و توجه به معانى عقل در قرآن كريم و احاديث معصومان (عليهم السلام)، به دو نكته درباره عقل مىتوان با اطمينان معتقد بود:
[١]. ملك: ١٠.
[٢]. حج: ٤٦.
[٣]. بقره: ١٣٠.
[٤]. الكافى: ج ١ ص ١١ ح ٣؛ المحاسن: ج ١ ص ١٩٥ ح ١٥.