رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١١٢ - ١ شناخت عقلى
كاركردهاى عقل نظرى مىدانند. البته با عنايت به اينكه كاركرد عقل عملى نيز شناخت است، بحث درباره عقل نظرى و عملى را به جاى خود محول مىكنيم و در اينجا ميان اين دو قسم از عقل، تفكيكى قايل نمىشويم.[١] به هر روى، شناختى كه توسط عقل از «خود» براى انسان حاصل مىشود، «شناخت عقلى» خوانده مىشود. بنابراين، يكى از كاركردهاى اساسى عقل، كشف مجهولات و تحصيل شناخت است؛ شناختى كه توليد علم و دانش بهواسطه آن صورت مىگيرد.[٢] راغب اصفهانى در تعريف عقل مىگويد: «عقل به قوهاى گفته مىشود كه آدمى با آن آماده پذيرفتن علم مىشود، و به علمى هم كه انسان با آن قوه به دست مىآورد، عقل گفته مىشود».[٣]
پس شناختى كه با تجزيه و تحليل عقلى به دست مىآيد، شناخت عقلى خواهد بود. قرآن كريم نيز به شناختى كه با عمليات عقلى به دست بيايد، بارها توصيه كرده و آنان را كه از اين كار غفلت مىكنند و براى كسب شناخت، به تفكر و تأمل نمىپردازند مذمت مىكند.[٤] روايات نيز از عقل به مثابه يكى از مهمترين ابزارهاى شناخت ياد مىكند و آن را قوهاى مىداند كه آدمى با آن به حكمت و علمِ استوار دست مىيابد؛[٥] يا آن را نيرويى معرفى مىكند كه تحصيل علم و كسب معارف حقيقى نظرى بر عهده آن است.[٦] همچنين نه فقط به بهرهمندى از عقل توصيه مىكند، بلكه علم را تقويتكننده عقل معرفى مىكند و براى شناخت عقلى، به بهرهمندى از علم نيز سفارش مىكند.
گفتنى است گرچه حواس به مثابه نخستين ابزارِ شناخت مطرح است و از معرفت حسى نيز به منزله يكى از انواع شناخت نام مىبرند، حقيقت اين است كه حواس ما فقط ابزار و كانالى است كه دادهها را به عقل و قلب منتقل مىكند. پس
[١]. رضا برنجكار،« عقل عملى در آثار ابنسينا»، نامه مفيد، ش ٢٥، ص ٢٤٠.
[٢]. ر. ك: همان: ص ٣٦.
[٣]. المفردات فى غريب القرآن: ص ٣٤١« العقل يقال للصورة المتهيئة لقبول العلم و يقال للعلم الذى يستفيده الانسان بتلك القوة عقل».
[٤]. ر. ك: دانشنامه عقايد اسلامى: ج ٢ ص ٤٤٢.
[٥].« با عقل به بلندا و ستيغ دانشها نايل مىشويد»( مطالب السؤول: ص ٤٩)؛« عقل، اصل و ريشه علم و دعوتكننده به فهم است»( غرر الحكم: ح ١٩٥٩).
[٦]. على اله بداشتى،« انسانشناسى شناخت عقل در پرتو عقل و نقل»، پژوهشهاى فلسفى- كلامى، سال ششم، ش اول، ص ٢٣.