رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٢٧٩ - الف - مراقبه
طالب آزادى و رهايى است و از محدوديت و تكليف، بيزارى مىجويد؛ طالب لذت است و با هر چيز كه لذت را كم كند يا مانع آن شود، دشمنى مىكند. ازاينرو براى اينكه نفس خويش را به صفات پسنديده متلبس كنيم و فضايل اخلاقى را در آن نهادينه سازيم، بايد مراقبت مستمر را در رفتار خويش نصبالعين قرار دهيم و با تكرار رفتار پسنديده، فضيلت اخلاقى را براى آن ايجاد كنيم و از رفتار ناپسند بپرهيزيم تا رذيلت اخلاقى كمكم از نفس رخت بربسته، به وادى فراموشى سپرده شود. همانگونه كه در مباحث آغازين بيان شد، نفس آدمى قابل تغيير است؛ لذا با مجاهده و تلاش مستمر و مراقبت ويژه در انجامدادن رفتارها مىتوان اين تغيير را در جهت مثبت در ضمير خويش نهادينه كرد، همانگونه كه رذايل اخلاقى نيز در ضمير انسانِ پاك و درستكار، پس از تكرار بسيار نهادينه شده، به صورت شاكله فرد در مىآيد. بههرحال براى تربيت نفس، ممارست و استمرار لازم است و ممارست و استمرار نيز مراقبت دائم مىطلبد. ازاينرو در هرحال بايد مراقب نفس خود بود و اجازه هرگونه رخنه در عقل را از او گرفت. بىشك نفس انسان مترصد فرصتى است كه در فكر و عقل آدمى رخنه كند تا انسان را به مسيرى كه خود مىخواهد بكشاند؛ واقع را خلاف واقع و خلاف واقع را واقع جلوه دهد و رفتار زشت را زيبا و زيبا را زشت بنماياند و براى هر خطا و لغزشى توجيهى بتراشد تا انجام آن را براى صاحب خويش موجه سازد. به همين دليل در دعاهاى مأثور، معصوم (ع) از خداوند درخوست مىكند تا به اندازه چشمبرهمزدنى او را به خودش وامگذارد و لطفش را از او دريغ نكند تا نفس، او را به بيراهه نبرد و به وادى هلاكت نكشاند:
ولا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابداً:[١]
و مرا براى چشمبرهمزدنى به خودم وامگذار.
اما مراقبه نفس، لوازمى مىطلبد كه در ادامه به بيان مهمترين لوازم آن اشاره مىكنيم. به نظر مىرسد سرآمد اين لوازم، سختگيرى بر نفس است. مقصود از سختگيرى بر نفس در حوزه مسائل اخلاقى، مقابله با اين خواست درونى و تلاش در جهت عادت دادن نفس به پذيرش صفتى اخلاقى از طريق رفتارهاى متناسب با آن صفت است. به عبارت ديگر، طبيعت انسان خواستار اميال طبيعى بهويژه لذات
[١]. الصحيفة السجادية: ص ٢٥١؛ مصباح المتهجد: ص ٦٥.