رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٤٨ - ز - شناختنما
...
ز- شناختنما
گفتيم قلب انسان نيز همچون ابزارهاى ادراكى ديگر انسان، گاه بيمار مىشود يا مىميرد. همچنين اشاره كرديم كه بيمار قلبى، غالباً از بيمارى خود آگاه نيست و كسانى را كه درباره بيمارى باطنى و قلبى او هشدار مىدهند بيمار مىداند و ادراكات و باورهاى باطل خود را حق قلمداد مىكند. اكنون پرسش اين است كه چه چيزى ادراكات وارونه آنها را حق جلوه مىدهد؟ به نظر مىرسد منشأ امور باطلى كه بيمار روحى و قلبى، آن را معرفت و شناخت مىداند، وسوسههاى شيطانى و هواى نفس است. قرآن كريم، قلبهاى مرده و بيمار را محل نزول اين القائات غلط و هلاككننده مىداند. از ويژگىهاى القائات و وساوس شيطانى و هواى نفس اين است كه آن وسوسهها يا باطلاند، يا به هدف باطل القا مىشوند؛ همچون كلمه حقى كه از آن باطل اراده مىشود. شيطان گاه برخى مطالب باطل را به بيماردلان القا مىكند:
وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ.[١]
شيطانها به دوستان خود مطالبى القا مىكنند تا آنها [با مؤمنان] به مجادله بپردازند.
زيبا جلوه دادن اعمال و رفتارهاى ناشايست، يكى ديگر از انواع وسوسههاى شيطان است:
وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ.[٢]
وچون شيطان، اعمالشان را در نظر آنان مزيّن كرد و گفت: امروز كسى از اين مردم بر شما پيروز نخواهد شد، چرا كه من مدافع شمايم.
إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ.[٣]
[١]. انعام: ١٢١.
[٢]. انفال: ٤٨.
[٣]. محمد: ٢٥.