رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٢٨ - ه - الهام
شد، قلب سليم و مبرّا از هر گونه بيمارى، زنگار و كدورت است كه مىتواند بازتابدهنده معارف تابيده شده به آن باشد.
قرآن كريم در آيات متعدد، به حقيقت الهام تصريح كرده است. يكى از آيات مربوط به الهام مىفرمايد:
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها\* فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها.[١]
وقسم به نفس ناطقه انسان و آن كه او را نيكو به حد كمال بيافريد و به او شر و خير او را الهام كرد.
صاحب الميزان درباره مفهوم الهام در اين آيه و نيز تفسير آن مىنويسد:
والإلهام الإلقاء فى الروع و هو إفاضته تعالى الصور العملية من تصور أو تصديق على النفس و تعليق الإلهام على عنوانى فجور النفس و تقواها للدلالة على أن المراد تعريفه تعالى للإنسان صفة فعله من تقوى أو فجور وراء تعريفه متن الفعل بعنوانه الأولى المشترك بين التقوى و الفجور:[٢]
كلمه «الهام» كه مصدر «الهم» است- به معناى آن است كه تصميم و آگاهى و علمى از خبرى در دل آدمى بيفتد، و اين خود افاضهاى است الهى، و صور علميهاى است تصورى يا تصديقى، كه خداى تعالى به دل هر كس كه بخواهد مىاندازد، و اگر در آيه شريفه، هم تقواى نفس را الهام خوانده، و هم فجور آن را، براى اين بود كه بفهماند مراد از اين الهام اين است كه خداى تعالى صفات عمل انسان را به انسان شناسانده، و به او فهمانده عملى كه انجام مىدهد، تقواست يا فجور است، افزون بر تعريفى كه نسبت به متن عمل و عنوان اولى آن كرده، عنوانى كه مشترك بين تقوا و فجور است.
وى در ادامه مىنويسد:
در آيه شريفه با آوردن حرف «فاء» بر سر آن، مسئله الهام را نتيجه تسويه قرار داده، و فرموده: وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها، و چون نفس را تسويه كرد «فَألْهَمَها ...» پس به او الهام كرد ...، و اين براى آن بود كه اشاره كند به اينكه
[١]. شمس: ٨.
[٢]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ٢٠ ص ٢٩٨.