رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٦٣ - ٥ اصل قابل تغيير بودن انسان
انسان مطرح است، همگى حاكى از آن است كه تغيير و تحول در خُلق و خوى افراد امكانپذير است و انسان، با اراده، تلاش و پشتكار مىتواند عادات و ملكات زشت و ناپسند خود را ترك، و عادات پسنديده را به جاى آنها قرار دهد.
بسيارى از صاحبنظران و انديشمندان در موضوع شناخت انسان، بر اين باورند كه طبيعت و سرشت انسانها وابسته به برخى امور غيراختيارى همچون وراثت، عوامل بيولوژيكى و نيز شرايط و محيط دوران خردسالى و كودكى است؛ اما به اين معنا نيست كه پس از بلوغ و كمال جسمى و عقلى، كاملًا ثابت و تغييرناپذير باشد و امكان تغيير در ابعاد وجودى او، از جمله در برخى عادات و رفتارش وجود نداشته باشد.[١] براى مثال، ارسطو طبيعت ثانوى را براى هر فردى ممكن مىداند و بر اين باور است كه هر فرد مىتواند متربى باشد و تغييراتى در ضمير و نهادش شكل گيرد و اين تغيير را ممكن است شخص ديگرى در جايگاه مربى، يا خود او كه وحدت مربى و متربى را شكل مىدهد ايجاد كند.[٢] توصيههاى فراوان اخلاقى در آيات و روايات، و تأكيد بر دقت در انتخاب دوست، همراه و همسر، يكى از نشانهها و مؤيداتى است كه به تغييرپذيرى ويژگىها و خُلق و خوى افراد اشاره دارد.[٣] ازاينرو انديشمندان مسلمان، با توجه به همين متون دينى بر اين باورند كه انسان، خود مىتواند سرشت و خُلق و خويش را بر اساس اراده خود تغيير دهد و به آن شكلى تازه ببخشد. فارابى بر اين اعتقاد است كه استعدادهاى طبيعى از قبيل فضايل و رذايل اخلاقى چند دستهاند؛ برخى از آنها ممكن است از نفس زايل شود يا بر اثر عادت دگرگون شود و هيئت متضاد به جاى آنها قرار گيرد؛ برخى از آنها رو به ضعف و نقصان مىآورد، اما يكسره زايل نمىشود؛ و برخى ديگر نه زوالشان ممكن است و نه ضعفشان، اما علىرغم بقاى آنها، مخالفت و مقاومت در برابر آنها با صبر و ضبط نفس ممكن است.[٤] ملاصدرا نيز معتقد است انسان با رفتار و اعمالش مىتواند ماهيت خود را شكل دهد و مستحق پاداش يا عذاب خدا در قيامت شود.
[١]. ر. ك: رهيافتى بر اخلاق و تربيت اسلامى: ص ٥٣- ٥٥.
[٢]. فلسفه تعليم و تربيت: ج ١ ص ٣٦٩.
[٣]. ر. ك: منتخب ميزان الحكمة: عنوان ١٠٩٠ حديث ٣٤٩٤- ٣٥٠٨.
[٤]. دائرةالمعارف بزرگ اسلامى: ج ٧ ص ٢١٠.