رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٦٤ - ٥ اصل قابل تغيير بودن انسان
او بر اين باور است كه ثواب و عقاب خداوند، مترتب بر مراتب وجودى ماهيتى است كه انسان براى خود در دنيا شكل مىدهد.[١] علامه طباطبايى در تفسير آيه ٨٤ از سوره اسراء[٢] مقصود از «شاكله» را فطرت ندانسته و آن را همان شخصيتى مىداند كه انسان در طول زندگى خود با انجامدادن اعمال نيك و بد مىسازد.[٣] ژان پل سارتر، از بنيانگذاران اومانيسم مبتنى بر اگزيستا نسياليسم، با تصريح به تقدم وجود بر ماهيت، مفهومى نو از آن قصد مىكند. سارتر ابتدا آفرينش انسان توسط خدا را نقد مىكند و معتقد است انسان فاقد ماهيت واحد است و هر انسان خودْ ماهيتش را مىسازد. او در تبيين فلسفه اگزيستانسيا ليسمى كه خود را نماينده آن مىداند مىگويد: بشر ابتدا به وجود مىآيد، متوجه وجود خود مىشود، در جهان سر برمىكشد و سپس خود را مىشناساند؛ يعنى تعريفى از خود به دست مىدهد.[٤]
(در مكتب اگزيستانسيا ليسم، تعريفناپذيرى بشر بدان سبب است كه بشر نخست هيچ نيست، سپس چيزى مىشود. يعنى چنين و چنان مىگردد و چنان مىگردد و چنان مىشود كه خويشتن را آنچنان مىسازد. بدينگونه طبيعت بشرى، طبيعت كلى بشر وجود ندارد؛ زيرا واجبالوجودى نيست تا آن را در ذهن خود بپرورد ...) بنابراين (بشر نه فقط آن مفهومى است كه از خود در ذهن دارد، بلكه همان است كه از خود مىخواهد، و آن مفهومى است كه پس از ظهور در عالم وجود، از خويشتن عرضه مىدارد؛ همان است كه پس از جهش به سوى وجود، از خود مىطلبد. بشر هيچ نيست مگر آنچه از خود مىسازد).[٥]
بيشتر روانشناسان نيز بر اين باورند كه خُلق و خوى انسان مقدّرِ او نيست و علىرغم اينكه با تولد، لوح شخصيتِ متولدشده سفيد نيست و عوامل بيولوژيكى، ويژگىهايى براى او رقم زده است، اما بدين معنا نيست كه نتوان خُلق و خو را تغيير داد، يا تعديل كرد.[٦] البته همه انديشمندان و پژوهشگران در همه علومى كه از
[١]. ر. ك: الحكمة المتعالية: ج ٩ ص ١٩- ٢١؛ مجموعه آثار شهيد مطهرى: ج ٢ ص ٣١٤.
[٢].« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ»: بگو هر كس بر اساس شاكله خود[ ساختار جسمى و بدنى] رفتار مىكند».
[٣]. ر. ك: الميزان فى تفسير القرآن: ج ١٣ ذيل آيه ٨٤ از سوره اسرا.
[٤]. ميرچا الياده، ترجمه: بهاءالدين خرمشاهى كيان، ش ٢٢، ص ٣٠.
[٥]. سنت و سكولاريسم: ص ٩٤؛ اطاعت از خدا در ترازوى حق و تكليف: ص ٧٥.
[٦] ر. ك: هوش هيجانى: ص ٢٩٥- ٣١٠.