رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٥٨ - الف - انسان، موجودى برخوردار از غريزه
بنابراين هرگونه رفتارى كه از ميل و گرايش جسمانى انسان در جهت حفظ خودش ناشى مىشود، از غريزه ناخودآگاه و تكوينى او صادر شده است. غريزه چند ويژگى دارد كه برخى از آنها در ادامه آمده است:
١. فعاليت غريزه متناوب است؛ يعنى گاه گرايش غريزى ايجاد مىشود و تا زمانى كه انسان آن را ارضا نكند، در وجود او باقى است و او را در فشار جسمى و روانى قرار مىدهد؛ اما پس از ارضاى آن ميل، تا مدتى نسبتاً معلوم و البته محدود برطرف مىشود.
٢. در تمايلات غريزى بهويژه در غرايز انسان، آيندهنگرى يا ميل به ذخيرهسازى وجود ندارد.
٣. غريزه، كور عمل مىكند؛ يعنى صرفاً آنچه را به آن تمايل دارد طلب مىكند بى آنكه به چگونگى تحصيل آن توجهى داشته باشد؛ همانند خردسالى كه از والدين خود چيزى مطالبه مىكند و ممكن يا ناممكن بودن آن براى او مفهوم نيست. وقتى كودك غذا مىخواهد، ديگر كارى ندارد به اينكه اين غذا چيست و از كجاست.[١]
٤. پيروى مطلق از غريزه، عامل سقوط انسان به ورطه حيوانيت است؛ بدين معنا كه عينيت بخشيدن مطلق به تمايلات غريزه و پيروى كور از آن، بدون توجه به خطكش فطرت و عقل و شريعت، موجب سقوط انسان به مرتبه حيوان، و حتى گاه- بر اساس آموزه قرآن- پستتر از حيوان مىشود.[٢]
بنابراين مىتوان گفت غريزه، اخلاقگريز و تكليفگريز است.
٥. انسان ازآنرو كه داراى ساحتى حيوانى است، همچون حيوانات ديگر، غريزه نيز در نهاد او به وديعه گذاشته شده و روشن است كه ارضاى آن گرايشهاى غريزى براى سلامت و بقاى او حياتى است؛ اما چگونگى ارضاى آن مهم است و
[١]. ر. ك: همان.
[٢]. اعراف: ١٧٩: وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ و هر آينه بسيارى از پريان و آدميان را براى دوزخ بيافريديم[ زيرا] دلهايى دارند كه به آن[ حق را] نمىفهمند و چشمهايى دارند كه به آن[ حق را] نمىبينند، و گوشهايى دارند كه به آن[ حق را] نمىشنوند. اينان همانند چارپايان، بلكه پستتر از آنهايند. اينان همان غافلاناند.