رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ١٦٠ - ب - انسان موجودى داراى فطرت
از فطرت آدمى به شمار مىروند. به عبارت ديگر، جريان قانونى هريك از استعدادها و نيروهاى انسان، فطرت آن نيرو ناميده مىشود.[١]
درهرحال، فطرت را شايد بتوان يكى از برنامههاى نرمافزارى آفرينش انسان قلمداد كرد كه در كنار غريزه، مجموعه گرايشها و تمايلات درونى انسان، و آگاهىهاى غيراكتسابى و تكوينى نهادهشده در ضميرش شكل مىدهد. قرآن كريم فقط در يك آيه با به كار بردن واژه «فطرت» به آفرينش انسان بر مبناى فطرت الهى تصريح مىكند:
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ.[٢]
پس تو روى به جانب آيين پاك اسلام آور، و پيوسته از دين خدا كه فطرت خلق را بر آن آفريده است پيروى كن؛ كه هيچ تغييرى در خلقت خدا نبايد داد. اين است آيين استوار حق؛ وليكن اكثر مردم [از حقيقت آن] آگاه نيستند.
براى مثال، حس دينى يا گرايش به دين، خدا و پرستش خالق قادرِ متعال، از جمله گرايشهاى فطرى انسانهاست كه از زمان آفرينش بشر، همراه او بوده است و شواهد آن را تأييد مىكند.[٣]
البته فطرت، داراى ويژگىهايى است كه مهمترين آنها به شرح ذيل است:
١- گرايشهايى در انسان وجود دارد كه غريزى نيستند و وجه تمايز انسان و حيوان نيز به شمار مىروند. به اين گرايشها، گرايشهاى فطرى مىگويند. توضيح آنكه تمايلات عالى، از نظر روانشناسان چهار نوع است: حقيقتجويى، زيبايىدوستى، خيرطلبى يا تمايل اخلاقى، و حس دينى يا تمايل به حقيقتى ماوراء طبيعى و مقدس.[٤] البته به نظر مىرسد گرايش به خَلق و ابداع و نيز گرايش به آزادى و اعمال اراده را بايد به آن چهار گرايش فطرى افزود. مجموع اين گرايشها، به فطرت انسان شكل مىدهد.
[١]. محمدتقى، جعفرى،« انسانشناسى از منظرى نو»، به نقل از سايت:www .Ostad -Jafari .com .
[٢]. روم: ٣٠.
[٣]. انسان در اسلام: ص ١٢٧- ١٣١.
[٤]. حس مذهبى يا بعد چهارم روح انسانى: ص ١٦- ٣٢.