رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٥٦ - ٤ اصل برخوردارى انسان از اختيار
در امان بماند، از جمله اصول مسلّمى است كه دستكم براى شيعيان و فرقه معتزله از اهل سنت، پذيرفته شده است. اين گروه از مسلمانان بر اين باورند كه قرآن همه رفتارهاى انسان را به خود او نسبت مىدهد و فاعل خير و شرِّ رفتارها را خود او مىداند. به اين معنا در آيات فراوانى از قرآن اشاره شده است. بنابراين، انسان موجودى برخوردار از اختيار در انتخاب است. توضيح آنكه يكى از پيشفرضهاى مهم در حوزه تكاليف شرعى و اخلاقى، قدرت و اختيار فاعل در انتخاب فعل و ترك آن است. بر اين اساس، اگر شخصى به لحاظ تكوينى قدرت انجامدادن كارى را نداشته باشد، تكاليف شرعى و امر و نهى اخلاقى متوجه او نخواهد شد. ازاينرو ارسال رسل و انزال كتب، تكليف و مسئوليت دينى (اعم از شرعى و اخلاقى)، و همچنين ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ، همگى نشانه وجود اراده و اختيار در انسان است. همچنين رشد و تحول انسان در ابعاد معنوى و اخلاقى، مستند به وجود اراده است. و مقصود از اراده، برخوردارى از توانايى روانى گزينش رفتار و انتخاب اعمال به طور آگاهانه و بدون اجبار و اكراه است و مفهوم آن نيز چيزى جز اختيار نيست. امام صادق (ع) عقلانى بودن ملامت و سرزنش در رفتار انسان را معيار تفكيك رفتار اختيارى و غيراختيارى مىداند و مىفرمايد:
ما استطعت ان تلوم العبد عليه فهو منه و ما لم تستطع ان تلوم العبد عليه فهو من فعل الله. يقول الله تعالى للعبد: لم عصيت؟ لم فسقت؟ فهذا فعل العبد و لا يقول له: لم مرضت؟ لم قصرت؟ لم ابيضت؟ لم اسودت؟ لانه من فعل الله تعالى:[١]
آنچه مىتوانى بنده را بر آن ملامت و سرزنش كنى، آن امر، از بنده صادر شده است و آنچه را نمىتوانى بنده را بر آن سرزنش كنى، از افعال خداوند متعال است. خداى متعال به بنده مىگويد: «چرا گناه كردى؟ چرا فسق ورزيدى؟» اين فعل بنده است؛ ولى خدا به بنده نمىگويد: چرا مريض شدى؟ چرا كوتاه هستى؟ چرا سفيد هستى؟ چرا سياه هستى؟ چون همه اينها از افعال خداى متعال است.
[١]. تفسير القمى: ج ١ ص ٢٢٧، بحار الانوار: ج ٥ ص ٥٩ ح ١٠٩.