رفتار اخلاقى انسان با خود - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٥٧ - ٤ اصل برخوردارى انسان از اختيار
در روايت ديگر، آن حضرت زمينهها و مقدمات رفتار آگاهانه و اختيارى را، نبودن موانع محيطى و اجتماعى، برخوردارى از سلامت جسمى، و رشد طبيعى و فيزيكى بدن مىداند و متذكر مىشود علىرغم آماده شدن همه اين زمينهها، شخص به انجام دادن رفتارى مجبور نمىشود بلكه در آخرين مراحل نيز خود او مىتواند ميان انجامدادن يا ترك رفتار، تصميم بگيرد و فقط يكى را انتخاب كند.[١]
امام باقر (ع) در حديثى، وجود اختيار را بر اساس خطاب خداوند به حضرت موسى (ع) كه در عهد قديم آمده است نقل مىفرمايد:
فى التوراة مكتوب مسطور: يا موسى إنى خلقتك و اصطفيتك و قويتك، و أمرتك بطاعتى، و نهيتك عن معصيتى، فإن أطعتنى أعنتك على طاعتى و إن عصيتنى لم أعنك على معصيتى، و لى المنة عليك فى طاعتك، و لى الحجة عليك فى معصيتك:[٢]
در تورات نوشته شده است:- خداوند به موسى فرمود:- يا موسى، همانا من تو را آفريدم و برگزيدم و نيرومندت ساختم، آنگاه تو را به اطاعت از خود فرمان دادم و از مخالفت با من بازداشتم. پس اگر مرا اطاعت كنى، تو را بر اطاعت خويش يارىات كنم؛ و اگر نافرمانى مرا در پيش گيرى، تو را در اين امر يارى نكنم. پس آنگاه كه از من اطاعت كنى، من بر تو منت دارم- چون تو را يارى كردهام- و هنگام گناه، از سوى من حجت بر تو تمام شده است- چون تو را از آن نهى كرده و در نافرمانى يارىات نكردهام.
وجود اختيار انسان در انجامدادن يا ترك واجبات و محرمات، در اين حديث شريف تبيين شده و وجود هر گونه تحميل و اجبار در افعال اختيارى او منتفى شمرده شده است. بنابراين انتساب رفتارهاى انسان به خود او به دليل برخوردارى از اختيار و توانمندى لازم براى انجامدادن يا ترك رفتارها آشكار است و قرآن كريم نيز اين موضوع را با بيان توانمندى بشر براى شكر و سپاس از خدا، يا كفر ورزيدن به او و نعمتهايش،[٣] وجود اراده و اختيار و نيز انتساب رفتارها به او يادآور شده است
[١]. بحار الانوار: ج ٥ ص ٥٩ ح ١٠.
[٢]. همان: ج ٥ ص ٩ ح ١٢.
[٣]. إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً انسان: ٣؛ وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً فرقان: ٦٢.