علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٧ - دفاع از هشام بن حکم
بود، نه در طور. وانگهی اگر این نزول و صعود جبرییل صحیح باشد، قطعاً در آخر میقات بوده و حال آن که آن روزها سامرى کار خود را کرده بود و بنىاسراییل به دست وى گمراه شده بودند.[١]
٦. مرگ انبیا:
سیوطی ذیل آیۀ ٥٧ سورۀ عنکبوت روایتی از امیرالمؤمنین٧ نقل میکند که البته مانند آن در منابع شیعه هم هست؛ مثلاً صدوق ـ علیهالرحمه ــ در عیون أخبار الرضا نیز آن را نقل کرده است.[٢] روایت این است:
... عن على ابن أبى طالبL قال: قال رسول اللهI: لما نزلت هذه الآیة إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ، قلت: یا رب! أ یموت الخلائق کلهم و تبقى الأنبیاء؟ فنزلت كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ.[٣]
علامه در بارۀ این روایت میگوید که متن آن بیاشکال نیست؛ زیرا طبق جملۀ )اِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ( رسول خدا میمیرد و خود ایشان میدانست که انبیاى گذشته هم از دنیا رفتهاند. بنا بر این، این پرسش که آیا همه مردم مىمیرند و انبیا باقى مىمانند، جایی ندارد تا در پاسخش این آیه نازل شود.[٤]
٧. حجیت اجماع و شوری
روایت سیوطی در تفسیر آیۀ ٣٩ سورۀ شوری چنین است:
... عن علىL قال، قلت: یا رسول الله! الامر ینزل بنا بعدک لم ینزل فیه قرآن و لم یسمع منک فیه شیء، قال: اجمعوا له العابد من أمتی و اجعلوه بینکم شورى و لا تقضوه برأى واحد.[٥]
در تفسیر سورۀ نصر روایتی با همین مضمون و با تفصیلی بیشتر آمده است. بخشی از این روایت، این است که امیرالمؤمنین از رسول خدا پرسید: اگر امری پیش آمد که در بارهاش چیزی نازل نشده بود و سنتی از شما هم در بارهاش نبود، چه باید کرد؟ رسول خدا فرمود:
... تجعلونه شورى بین العابدین من المؤمنین و لا تقضونه برأى خاصة فلو کنت مستخلفاً أحداً لم یکن أحد أحق منک لقربک فی الإسلام و قرابتک من رسول اللهI و صهرک و عندک سیدة نساء المؤمنین و قبل ذلک ما کان من بلاء أبى طالب إیای و نزل القرآن و أنا حریص على أن أرعى له فی ولده.[٦]
[١]. المیزان، ج٧، ص٢١٢.
[٢]. همان، ج٣، ص٨٥.
[٣]. همان، ج٤، ص١٠١؛ مضمون مشابه آن در اخبار مربوط به فضیلتسازی برای مخالفان آن حضرت نیز گذشت.
[٤]. المیزان، ج٨، ص١٣٩.
[٥]. الدر المنثور، ج٣، ص٢١٠.
[٦]. المیزان، ج٩، ص١٦٧.