علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٤ - دفاع از زیارت عاشورا
ثانیاً، آن کلام در صورتی پذیرفتنی است که طریق یاد شده به روایت احمد بن محمد بن یحیی منحصر باشد؛ در صورتی که چنین نیست، بلکه آن کتابها به خاطر طریق صحیح دیگری مورد اعتماد واقع شدهاند که طریق اول است و به احمد بن محمد بن عیسی منتهی میشود و شاید ذکر طریق دیگر، تنها به خاطر تأیید باشد.[١]
دو ایراد آیة الله خویی; قابل تأمل و بررسی است.
ایراد اول
در بارۀ ایراد اول باید گفت که اعتماد به روایت، از توثیق راویان خبر میدهد. پس اعتماد به روایات، بدون وثوق راوی صحیح نیست، مگر آن که خلافش ثابت شود که اعتماد بر اساس اصالت العدالة باشد. و این، اِخبار از سوی اصحاب ما و از سوی ابن نوح است که راویانی را که نامشان در این دو طریق ذکر شده، توثیق کرده است.
ظاهر از تعویل و اعتماد، توثیق است و احتمال این که اعتماد بر اصالت العدالة مبتنی باشد نه توثیق، حرفی غیر قابل اعتناست؛ مادامی که علمی نسبت به آن وجود ندارد و شکی نیست که چنین علمی، در این مورد، منتفی است.
و نیز ظاهر از توثیق، اعتماد مبتنی بر حس و یا حدس نزدیک به حس است، نه اعتماد بر حدس و اجتهاد؛ چنان که آیة الله خویی، خود در مقدمۀ کتابش گفته است؛ آنجا که میگوید:
گفتیم که این احتمال، پس از اقامۀ سیره بر حجیت خبر ثقه، در جایی که نمیدانیم که از حدس ناشی شده باشد، غیر قابل اعتناست و تردیدی نیست که احتمال وجود حس در راویات ایشان، و لو از جهت نقل بزرگی از بزرگی دیگر و ثقهای از ثقۀ دیگر، با دریافت وجدانی، موجود است.[٢]
آری، اگر فهمیدیم که اعتماد شخص بر یک راوی مبتنی بر اصالت العدالة است، اعتماد و تعویل او را نمیپذیریم. اما در این مسأله کجا چنین علمی وجود دارد؟
چرا اینگونه نباشد، در حالی که توثیقات زیادی از پیشینیان ـ رحمهم الله ـ در کتابهای فهرست و رجال و تراجمی که در دست ماست، وجود دارد... تعداد کتابهای قدما در توثیق و تجریح تا زمان شیخ طوسی به صد و اندی کتاب میرسد؛ آنگونه که از کلام شیخ طوسی و نجاشی ـ رحمهم الله ـ هویداست.
اگر روش قدما (یا اکثر آنها) اعتماد بر اصالت العدالة در تعویل و اعتماد بود، قدما به این تعداد زیاد کتاب توثیق و تجریح نمینوشتند. چه نیازی به این تلاش گسترده برای توثیق بود؟
شیخ طوسی، در آخر فصل «فی ذکر خبر واحد» کتاب العدة، میگوید:
همچنین، از جمله چیزهایی که بر صحت باور ما دلالت دارد، این که ما دریافتیم که طایفه، میان رجال نقل کنندۀ این روایات، تمییز دادهاند و ثقات آنها را توثیق کرده و ضعفا را تضعیف
[١]. رجال النجاشی، ص٤٤.
[٢]. معجم الرجال، ج٢، ص٣٢٩.