علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨١ - بنمايههاى غيبت امام عصر٤ در روايات
در روایات امام عسکرى به دو نکته اشاره شده است:
نکتۀ اول. حیرت و تردیدها در میان شیعه: «إن له غیبة یحار فیها الجاهلون، و یهلک فیها
المبطلون، و یکذب فیها الوقاتون»[١] و «إن لولدی غیبة یرتاب فیها الناس إلا من عصمه
الله عزوجل».[٢]
نکتۀ دوم. اشاره به طولانى بودن غیبت: «طول الغیبة»،[٣] «إن ابنی هو القائم من بعدی و هو الذی یجری فیه سنن الانبیاء: بالتعمیر و الغیبة حتى تقسو القلوب لطول الامد».[٤]
راویان غیبت در دوره امامان متأخر
راویان روایات غیبت از امام جواد٧ عبارتاند از: «عبد العظیم بن عبد الله الحسنی،[٥] صقر ابن أبی دلف[٦]» و از امام هادی٧ «ابو هاشم داود بن قاسم جعفری،[٧] بنان بن حمدویه،[٨] داود بن قاسم،[٩] عبد العظیم بن عبد الله الحسنی،[١٠] علی بن عبد الغفار،[١١] علی بن محمد بن زیاد[١٢] و علی بن مهزیار[١٣]» و نیز راویان از امام عسکری٧ «أحمد ابن إسحاق بن سعد اشعری،[١٤] حسن بن محمد بن صالح بزاز،[١٥] محمد بن عثمان العمری[١٦] و موسى بن جعفر بن وهب البغدادی[١٧]» هستند.
نتایج روایات پیشگویی اهل بیت:
پس از بررسى روایات اهل بیت در پیشگویى غیبت این نتایج به دست آمد:
الف. در سدۀ اول هجرى
بیان مسألۀ غیبت به صورت اجمالى، اشارات کلى و بسیار سرى بوده است. اگر در محفلى هم گفته شده، اعضاى آن از خواص و معتمدان اهل بیت بودهاند.
[١]. هفتاد روايت از واقفه را شيخ طوسى در الغيبة آورده است. ( الغیبة، ص٤٣)
[٢]. کمال الدین، ص٣٧٧، ح ٢.
[٣]. کمال الدین، ص٣٧٩، ح ١؛ التوحيد، ص٨١، ح ٣٧.
[٤]. با عبارتى نظير: الخلف من بعدي ابني الحسن.
[٥]. كمال الدين، ص٣٨١، ح ٥ و ص٦٤٨، ح ٤.
[٦]. همان، ص٣٨٠، ح ٢.
[٧]. همان، ص٣٨٠، ح ٣.
[٨]. همان، ص٣٨٢، ح ٨.
[٩]. همان، ص٣٨٤، ح ١
[١٠]. يا أحمد بن إسحاق! مثله في هذه الامة مثل الخضر٧ و مثله مثل ذي القرنين، و الله ليغيبن غيبة لا ينجو فيها من الهلكة إلا من ثبته الله ـ عزوجل ـ على القول بإمامته وفقه فيها للدعاء بتعجيل فرجه. فقال أحمد بن إسحاق: فقلت له: يا مولای! فهل من علامة يطمئن إليها قلبي فنطق الغلام٧ بلسان عربي فصيح؟ فقال: أنا بقية الله في أرضه، و المنتقم من أعدائه، فلا تطلب أثراً بعد عين، يا أحمد بن إسحاق. فقال أحمد بن إسحاق: فخرجت مسروراً فرحاً.
[١١]. همان، ص٤٠٩، ح ٩
[١٢]. همان، ص٤٠٩، ح ٨
[١٣]. همان، ص٣٨٤، ح ١.
[١٤]. همان، ص٥٢٤، ح ٤.
[١٥]. همان، ص٣٧٧، ح ١ وح ٢؛ الغیبة (نعمانى) ، ١٨٦، ح ٣٧.
[١٦]. کمال الدین، ص٣٧٨، ح ٣.
[١٧]. همان، ص٣٨١، ح ٥ و ص٦٤٨، ح ٤.