علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٥ - نقد و بررسی روایات تفسیری منقول از امیرالمؤمنین در الدرالمنثور
همچنین در چند روایت دیگر، مصادیق این آیه از زبان امام٧، عثمان، طلحه و زبیر معرفی میشوند.[١]
گفتنی است که لازمۀ این روایات، آن است که بپذیریم در میان امام٧ و آن افراد در دنیا غل و کینه وجود داشته و اگر هم بپذیریم که در آخرت این کینهها برطرف میشود، آیا شایسته نیست ببینیم در این اختلافات حق با چه کسی بوده است؟
ـ در تفسیر آیات نخست سورۀ تحریم نیز چنین روایتی از آن حضرت و ابنعباس آمده است:
... عن على و ابن عباس، قالا: و الله ان امارة أبى بکر و عمر لفی الکتاب وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا، قال لحفصة: أبوک و أبو عائشة والیان الناس بعدی فإیاک ان تخبری أحدا.[٢]
ـ سیوطی در جایی دیگر، در فضیلت عثمان نیز از ایشان نقل میکند که او از کسانی است که قرآن در بارۀ آنها میفرماید:
Gالَّذِينَ آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّ آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّ آمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّ أَحْسَنُواْ وَ اللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَF.[٣]
این گفتار با انتقادات شدید امام٧ از عثمان ـ که بخشی از آن در نهجالبلاغه نیز آمده است ـ [٤] سازگار است، مگر آن که حمل بر تقیه شود.
ـ در فضیلت هر سه خلیفه نیز از ایشان چنین روایتی نقل میشود:
... عن على قال: قال رسول اللهI: لیلة اسرى بی، رأیت على العرش مکتوباً لا اله الا الله، محمد رسول الله، أبو بکر الصدیق، عمر الفاروق، عثمان ذو النورین.[٥]
ـ این روایت نیز در فضیلت سه خلیفه، طلحه، زبیر، سعد و عبدالرحمن است:
... عن النعمان بن بشیر ان علیاً قرأ: إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ، فقال: أنا منهم و عمر منهم و عثمان منهم و الزبیر منهم و طلحة منهم و سعد و عبد الرحمن منهم.[٦]
ـ این روایت عجیب را هم سیوطی از امام باقر٧ نقل میکند:
[١]. همان، ج٣، ص٢٤٢.
[٢]. المیزان، ج٩، ص٢٩٤.
[٣]. همان، ج٥، ص٣٢٨.
[٤]. همان.
[٥]. همان، ج٥، ص٣٥٠.
[٦]. این نكتهای است كه برخی از بزرگان اهل سنت نیز به آن معترفاند؛ چنانكه مثلاً ابن ابی الحدید، بدون آن كه نامی از ابوبكر و عمر بیاورد، میگوید كه من قصیدهای دربارۀ دو نفری كه از جنگ گریختهاند، سرودهام:
عذرتكما ان الحمام لمبغض/ و إن بقاء النفس للنفس محبوب/ و یكره طعم الموت و الموت طالب/ و كیف یلذ الموت و الموت مطلوب. (شرح نهجالبلاغه، ج٨، ص٢٨٩)