علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٧ - نقد و بررسی روایات تفسیری منقول از امیرالمؤمنین در الدرالمنثور
نسبتهای ناروا
بخشی دیگر از روایات مربوط به امیرالمؤمنین٧، روایاتی است که مشتمل بر نسبتهایی نادرست به خدا، ملائکه، رسول خدا، خود آن حضرت و یا دیگران است. این روایت را از نظر میگذرانیم:
١.افسانۀ هاروت و ماروت (آیۀ ١٠٢ سورۀ بقره)
سیوطی در تفسیر آیۀ ١٠٢ سورۀ بقره روایات متعددی نقل میکند که طبق آنها هاروت و ماروت دو فرشته بودند که مرتکب گناه شدند و ستارۀ زهره هم در اصل، زنی بود که باعث گمراهی آن دو شد. برخی از این روایات هم از امیرالمؤمنین٧ نقل شده است. در یکی از این روایات از حضرت علی بن ابی طالب٧ از قول رسول خدا٦ نقل میکند:
لعن الله الزهرة فانها هی التی فتنت الملکین هاروت و ماروت.[١]
در روایتی دیگر، از قول ایشان از رسول خدا نقل میشود که ایشان زهره را از جملۀ مسوخ دانسته و فرمودهاند که دختر پادشاهی از بنی اسراییل بوده که هاروت و ماروت را گمراه نموده است. و نیز تعداد زیادی از حیوانات، مانند فیل، خرس، پرستو، عقرب، عنکبوت، خرگوش و... نیز از جملۀ حیواناتی معرفی میشوند که در اصلْ انسان بودهاند.[٢]
این داستان به صورتهای گوناگون از کسانی، مانند ابن عباس، ابن عمر، ابن مسعود، عایشه و... نقل میشود و تقریباً هستۀ اصلی آن، همان است که در روایت ذیل به نقل از امیرالمؤمنین٧ آمده است:
ان هذه الزهرة تسمیها العرب الزهرة و العجم اناهیذ، و کان الملکان یحکمان بین الناس فاتتهما فأرادها کل واحد عن غیر علم صاحبه، فقال احدهما: یا أخی! انّ فی نفسی بعض الامر، أرید ان أذکره لک، قال: اذکره، لعل الذی فی نفسی مثل الذی فی نفسک، فاتفقا علی أمر فی ذلک. فقالت لهما المرأه: ألا تخبرانی بما تصعدان به الی السماء و بما تهبطان به الی الارض؟ فقالا: باسم الله الاعظم. قالت: ما أنا بمؤاتیتکما حتی تعلمانیه، فقال احدهما لصاحبه، علمها ایاه. فقال: کیف لنا بشدة عذاب الله؟ قال الآخر: إنا نرجو سعة رحمة الله، فعلمها ایاه فتکلمت به فطارت الی السماء، ففزع ملک فی السماء لصعودها فطأطأ رأسه فلم یجلس بعد، و مسخها الله فکانت کوکباً.[٣]
در بارۀ این روایت چند نکته قابل ذکر است:
الف. رد این روایات از سوی اهلبیت:
شیخ صدوق در نقد این افسانه، روایتی از امام حسن عسکری٧ و روایتی دیگر از امام رضا٧
در پاسخ به پرسش مأمون در بارۀ ستارۀ زهره و نیز ستارۀ سهیل[٤] نقل میکند.[٥] در روایت امام حسن
[١]. مانند این بخش از خطبۀ شقشقیه: «إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَیهِ بَینَ نَثِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِیهِ یخْضَمُونَ مَالَ اللهِ خِضْمَةَ الْإِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِیعِ إِلَى أَنِ انْتَكَثَ عَلَیهِ فَتْلُهُ وَ أَجْهَزَ عَلَیهِ عَمَلُهُ وَ كَبَتْ بِهِ بِطْنَتُه». ( نهج البلاغه، چاپ بنیاد، ص١٥)
[٢]. الدر المنثور، ج٤، ص١٥٤.
[٣]. همان، ج٤، ص٣٣٩.
[٤]. همان، ج٢، ص٤٠.
[٥]. همان، ج٥، ص١٩١.