علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٦ - علامه مجلسی و جمع روایات متعارض
چهارم. شاید مراد از دستۀ اول، اخباری باشد که در ضمن خبر به آنها به حکمتشان نیز تصریح میشود و در آنها بدا رخ نمیدهد؛ زیرا وقوع بدا در آنها موجب تکذیب ائمه: است. [١]
٣. اختلاف سطح مخاطبان
یکی از مسائلی که در روش مواجهۀ ائمه: با مخاطبان خود مشهود است، توجه به اختلاف سطح آنان است؛ خواه از لحاظ فهم و درک آنان یا تفاوتهای جسمی و سایر شرایط آنان. در روایات آمده است:
انا أمرنا معاشر الانبیا ان نکلّم الناس علی قدر عقولهم.[٢]
مجلسی، چه در شرح احادیث و چه در حل تعارض روایات، در بحار الأنوار به این مهم توجه داشته است؛ به عنوان نمونه در حدیثی ابوحمزۀ ثمالی از امام سجاد٧ پرسیده است که چرا حق تعالی خود را از خلق خود محجوب کرده است. آنگاه امام٧ پاسخ داده است که... اگر ایشان به خدای ـ عزوجل ـ مینگریستند، از هیبت الهی نمیهراسیدند و او را بزرگ نمیشمردند؛ مانند آن که یکی از شما هر گاه برای نخستین بار به بیت الله الحرام بنگرد، آن را بزرگ میشمرد، اما هر گاه روزها آن را ببیند، ممکن است از کنار آن بگذرد و حقّ احترام آن را به جا نیاورد.[٣] مجلسی در شرح حدیث مینویسد: ممکن است، مراد از نگریستن، الطاف خاصی باشد که لازمۀ وصول به بالاترین مراحل معرفت است؛ یعنی اگر این الطاف به همۀ مردم عنایت میشد، موجب بیاعتنایی آنان نسبت به پروردگارشان میگردید. همچنین، ممکن است مراد، نگریستن به آثار بزرگیِ خداوند متعال باشد که جز برای پیامبران و جانشینان ایشان آشکار نمیگردد؛ مانند نزول و عروج فرشتگان و موقعیتهای آنان، عرش، کرسی، لوح، قلم و مانند آنها. از نظر مجلسی، احتمال موجّه دیگر در رفع تعارض مزبور، استدلال بر عدم امکان رویت حق تعالی، از رهگذر پایین آوردن سطح مطلب در حد فهم عموم مردم است.[٤]
در روایتی فردی از امام صادق٧ میپرسد: آیا خداوند قادر است کل جهان را در تخم مرغ جای دهد؛ به نحوی که نه تخم مرغ بزرگ شود و نه جهان کوچک شود؟ امام در پاسخ میگوید: همان خدایی که قادر است جهان به این بزرگی را در مردمک چشم جای دهد، همو بر این کار نیز قادر است.[٥] این روایت، از طرفی با واقعیت در تعارض است، یعنی امام٧ بین وجود عینی و انطباعی فرقی نگذاشته است و از طرف دیگر، پاسخ امام٧ به همین سؤال در روایات مشابه دیگر متفاوت است.
بهترین راه حلّ تعارض این روایت، از دیدگاه مجلسی، اختلاف سطح مخاطب است. او میگوید:
چون سؤال کننده در فهم حق از روی عناد کوتاهی کرده بود، اگر به طور صریح بیان میکرد که قدرت خداوند به چنین چیزی تعلق نمیگیرد، حتماً سائل سرسختی و لجاج میکرد. از این
[١]. همان، ج٤، ص٨٤؛ نمونۀ دیگر، ر.ک: همان، ج٦٣، ص٢٣٦ ـ ٢٣٧.
[٢]. اصطلاحات الاصول، ص١٧٣.
[٣]. الموجز، ص١٠٤.
[٤]. الاتقان، ص٥٣؛ الموجز، ص١٠٥ ـ ١٠٦.
[٥]. اصطلاحات الاصول، ص٢٣٤.