علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٣ - دفاع از هشام بن حکم
عبد القاهر بغدادی میگوید: هشام بن حکم میپنداشت که معبود او جسمی دارای حد و نهایت است و دراز و پهن و ژرف بوده و درازایش مثل پهنایش است... .[١]
انصاف نیست که شیعه اینگونه متهم گردد. شیعیان از هر آنچه تهمت و تجسیم و تشبیه را
بدیشان متصل سازد، به دورند و آثار ائمۀ شیعه و علمای آنها پر است از مطالبی که این پندار را
مردود میشمارد.[٢]
عجیب است که دکتر القفاری به سخن ابن تیمیه استشهاد کرده، ولی توجهی به کتابهای استادش - که مملو از تجسیم است - نداشته است. گویا ابن تیمیه از اندیشهای که در آغوش آن زیسته و رشد کرده و بالیده، به دور بوده است. مسألۀ تجسیم یکی از آن دسته مسائلی است که او بدان اعتقاد دارد و به دفاع از آن پرداخته است.
استاد سعید فودة میگوید:
دیدگاه وهابیان در بارۀ تجسیم و تشبیه خداوند تعالی به مخلوقات، معلوم و مشهور است. آنها برای خدا حد و جهت قایل هستند و برپایی تمام حوادث را به خداوند نسبت میدهند و معتقدند که خداوند بر عرش نشسته است. تردیدی نیست که این باور به کلی، با اعتقادات اهل سنت مخالف است و وهابیها در این باورها از امام اولشان، ابن تیمیه پیروی کرده و تمامی اعتقادات خود را از او گرفتهاند و کلامش را از شرحهای شاگردش ابن قیم جوزیّه دریافت کردهاند. برای آشنایی با این دیدگاهها باید به کتابهای نقض اساس التقدیس و منهاج السنة و کتابهای دیگر مراجعه کرد. من کتابهایی در این موضوع نوشتهام و در آنها اثبات کردهام که ابن تیمیه به تجسیم و لوازم آن اعتقاد داشته و به طور کلی با اشاعره مخالف بوده است. او مذهب جداگانهای داشته که به تبلیغ آن میپرداخته است. سخنان وی را نمیتوان فقط ناشی از لغزش قلم دانست؛ آنگونه برخی دوست دارند اینگونه تصور شود.[٣]
با همۀ این حرفها میبینیم که دکتر القفاری شیعه را به این دروغ عاری از حقیقت متهم میسازد.
[١]. المیزان، ج١٩، ص٢٣٦ – ٢٣٨.
[٢]. الاتقان فی علوم القرآن، ج٢، ص١٢٢٧.
[٣]. همان، ج٢، ص١٢٢٧.