١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٩ - نقد و بررسی روایات تفسیری منقول از امیرالمؤمنین در الدرالمنثور

ج. منشاء این افسانه در روایات اهل کتاب

به احتمال زیاد منشاء این افسانه، داستانی است که در تلمود آمده است. این داستان به این قرار است که فرشتگان از گناهان انسان در زمین شکایت کردند. خداوند به آنان فرمود: اگر شما هم در زمین باشید، به گناه مبتلا می‌شوید. آن‌گاه، دو فرشته به نام «عزائل» و «شم‌هازای» از خدا خواستند تا برای اثبات گناهکاری انسان و حفظ عصمت خود به میان آدمیان روند. دعوتشان اجابت شد. اما چون به زمین آمدند، شم‌هازای فریفتۀ زنی به نام «اشتار» شد. او اسم اعظم خدا را از فرشتگان آموخت و به آسمان رفت. فرشتگان نیز با دختران آدمیان ازدواج کردند و از آنان فرزندانی به هم رساندند.[١] برخی از محققان غربی، مانند گیگر[٢] و تسدال[٣] نیز اصل این افسانه را یهودی دانسته‌اند. در منابع یهودی مضامین مشابه دیگری هم هست؛ مثلاً در سفر پیدایش از توجه «پسران خدا» به «دختران آدمیان» سخن گفته شده است؛[٤] چنان‌که دایرة ‌المعارف یهود نقل می‌کند در بخش‌های غیر رسمی عهد عتیق (موسوم به «آپوکریفا») نیز آمده است که پسران آسمان (یا بهشت) ـ که متعلق به فرشتگان نگهبان بودند ـ دلبستۀ دختران آدمیان شدند و دویست تن از آنان به رهبری شم‌هازای سوگند خوردند که مقصود خود را پی بگیرند.[٥] همچنین در این کتاب، به فرشتگانی که به زنجیر آویخته شده‌اند، اشاره شده است؛ چنان‌که در کتاب پنجاهه(jubilees) نیز اشارۀ مشابهی وجود دارد.[٦] همچنین در عهد جدید نیز چنین آمده است:

زیرا هرگاه خدا بر فرشتگانی که گناه کردند، شفقت ننمود، بلکه ایشان را به جهنم انداخته به زنجیرهای ظلمت سپرد تا برای داوری نگاه داشته شوند... .[٧]

همچنین در رسالۀ یهودا در عهد جدید از زبان مسیح چنین می‌خوانیم:

فرشتگانی را که ریاست خود را حفظ نکردند، بلکه مسکن حقیقی خود را ترک نمودند، در زنجیرهای ابدی در تحت ظلمت به جهت قصاص یوم عظیم نگاه داشته است.[٨]

با توجه به آن که برخی از محققان این سخن را اشاره به همان آیات باب ششم سفر پیدایش می‌دانند،[٩] باید گفت مراد از «پسران خدا» فرشتگان‌اند.

گفته‌اند که بت مشهور عزی در عرب جاهلی لقب زهره بوده است[١٠] و چون زهره الهۀ زیبایی و طرب بوده، واژۀ «زهره» در عربی به معنای سپیدی، زیبایی و شادی است.[١١]


[١]. الموضوعات، ج١، ص١٨٦ – ١٨٧.

[٢]. البدایة و النهایة، ج١، ص٥٤.

[٣]. الاسرائیلیات و الموضوعات فی کتب التفسیر، ص١٦١.

[٤]. همان، ص١٦٤.

[٥]. تفسیر و مفسران، ج٢، ص١٣١ـ١٢٩.

[٦]. تفسیر عیاشی، ج١، ص٥٢.

[٧]. المیزان، ج١، ص٢٣٩.

[٨]. علامه به نكتۀ مهمی اشاره كرده‌اند. می‌توان افزود كه در اساطیر یونان در مواردی خدایان به زمین می‌آیند و با انسان‌ها همنشین می‌شوند و حتی گاه به زنان یا مردان زمینی دل می‌بندند. (ر.ک: دو منظومۀ ایلیاد و ادیسۀ هومر، ترجمۀ سعید نفیسی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، دوم، ١٣٤٢و١٣٤٤ش) در اسطورۀ پرومتئوس نیز می‌بینیم كه چگونه سودای یك موجود آسمانی در همراهی با انسان در برابر خدا، مانند داستان هاروت و ماروت به محكومیت ابدی او منجر می‌شود.

[٣٦٨]. The original sources of the Quran, pp ٩٦ـ٩٨; The Encyclopedia of Islam, vol.٣, p ٢٧٢.

[٣٦٩]. The Encyclopedia of Islam, vol.٣, p ٢٧٢.

[٣٧٠]. The original sources of the Quran, ٩٦.