١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٤ - دفاع از هشام بن حکم

برائت هشام بن حکم از اتهام تجسیم

اما آنچه هشام بن حکم بدان متهم است، سوء ظنی غیر قابل توجیه است. ما در بحث
پیش رو، به‌گونه‌ای علمی بدان خواهیم پرداخت. از این رو، بحث خود را در سه فصل سامان
خواهیم داد:

فصل اول: بیان زندگی هشام بن حکم از نگاه تاریخی و رجالی،

فصل دوم: بررسی سندی و دلالی روایاتی که به وسیله آنها هشام بن حکم به تجسیم متهم
شده است،

فصل سوم: دلایل و قراین نفی شبهه تجسیم از هشام بن حکم.

فصل اول: بیان زندگی هشام بن حکم از نگاه تاریخی و رجالی

تاریخ به ما می‌گوید که او از جملۀ متکلمان شیعه است. او یکی از بزرگان شیعۀ امامی بوده و از بزرگان اصحاب امام صادق به شمار می‌رود که علم کلام را در امامیه گسترش داد و مذهب را پیراست و راه محاجه در آن را سهل ساخت.

او از شخصیت‌های بزرگ و استثنایی تاریخ شیعه محسوب می‌شود. احمد امین در بارۀ او می‌گوید:

تردیدی نیست که او از بزرگ‌ترین شخصیت‌های شیعی در علم کلام است ... و او مجادله کننده‌ای بود که استدلالی قوی داشت. با معتزله مناظره می‌کرد. در کتاب‌های ادبی مناظرات بسیاری از او نقل شده که حاکی از حاضر جوابی و قوت استدلال اوست.[١]

هشام مناظره‌کننده‌ای بود که کمتر می‌توان نظیر او را یافت. او با معتزله و دیگران در مسائل کلامی دست و پنجه نرم می‌کرد و مجادله کننده‌ای قدرتمند بود. با معتزله مناظره می‌کرد و حقیقتاً در علم کلام زبردست و حاضر جواب و تیزهوش بود.

شهرستانی می‌گوید:

هشام اهل دقت در اصول بود. شایسته نیست که از الزام‌های او بر معتزله غفلت شود. او در پس آن چیزی است که دشمن را بر آن محکوم می‌کند و در مقابل آنچه از تشبیه است که اظهار میدارد. او با علاف مناظره کرد و در الزام او گفت: تو می‌گویی که باری تعالی عالم به علم است و علمش عین ذاتش است و پدیده‌ها با او که عالم بر علم است، شریک‌اند و این، با آن که علمش عین ذاتش باشد، تباین دارد. او عالم است، نه مانند عالمان. پس چرا نمی‌گویی او جسم است، نه چون اجسام و صورتی است، نه همانند صورت‌ها و اندازه‌ای دارد، نه مانند اندازه‌ها
و ... .[٢]

هشام در این‌جا چارچوب الزام و کنایه را در مقابل یکی از علمای معتزلی، یعنی علاف به کار گرفته است و به او گفته است که چرا نمی‌گویی که خداوند جسمی چون دیگر اجسام است و صورتی چون


[١]. الطبقات ‌الكبري،ج‌٢، ص٢٥٨.

[٢]. همان، ج‌٢، ص٢٥٧.