علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠ - سرمقاله
آب متعلق به خود به دیگران جلوگیرى نمایند ـ آن را بر ناروا بودن یا ناخوشایند بودنِ (حرمت یا کراهت) کارى در نزد پیامبر٦ حمل مىنمایند؛ با آن که گاهى هیچ یک از این دو نبوده و بلکه پیامبر٦ تنها به این اعتبار که سرپرست دولت بوده، از کاری نهى کرده و منع او، حکم دینى عامى به دست نمىدهد.[١]
علامه طباطبایی مینویسد:
مقرراتی که از کرسی ولایت، سرچشمه گرفتهاند و به حسب مصلحت وقت، وضع و اجرا میشوند، در بقا و زوال خود، تابع مقتضیات و موجبات وقتاند و حتماً با پیشرفت مدنیت و تغییر مصالح و مفاسد، تغییر و تبدّل پیدا میکنند.[٢]
شهید مطهری، در بارۀ افعال پیامبر٦ میگوید:
آن جا که میان مردم قضاوت میکند، دیگر قضاوتش نمیتواند وحی باشد. دو نفر اختلاف میکنند. پیغمبر، طبق موازین اسلامی، بین آنها حکم میکند و میگوید حق با این است یا با آن. این جا دیگر این طور نیست که جبرئیل به پیغمبر، وحی میکند که در این جا بگو حق با این هست یا نیست. حالا اگر یک مورد استثنایی باشد، مطلب دیگری است؛ ولی به طور کلی، قضاوتهای پیغمبر٦ بر اساس ظاهر است، همان طوری که دیگران قضاوت میکنند، منتها در سطح خیلی بهتر و بالاتر. خودش هم فرمود من مأمورم که به ظاهرْ حکم کنم؛ یعنی مدّعی و مُنکری پیدا میشوند و مثلاً مدّعی، دو تا شاهد عادل دارد. پیغمبر، بر اساس همین مدرک، حکم میکند. این، حکمی است که پیغمبر٦ کرده ـ نه این که به او وحی شده باشد ـ.[٣]
یکی از بهترین شاهدها برای این نظریه، روایت معروف و منقول از پیامبر٦ است که در مصادر حدیثی شیعه و اهل سنّت آمده است، آن جا که میفرماید:
إنما أقضی بینکم بالبینات و الأیمان، و بعضکم ألحن بحجته من بعض، فأیّما رجل قطعت له من مال اخیه شیئاً، فإنّما قطعت له به قطعة من النار؛[٤]
من در میان شما با دلایل و سوگندها قضاوت میکنم. و برخی از شما در ارائۀ دلیلش زبانآورتر است. پس هر چیزی از مال برادرش برای خودش جدا سازد، با آن، قطعهای از آتش را برای خویش جدا کرده است.
٣. تفکیک روایات پزشکی
شیخ صدوق، بخشی از روایات طبّی را از حوزۀ وحیانی بودن، خارج میداند:
اعتقادنا فی الأخبار الواردة فی الطب أنها على وجوه:
منها ما قیل على هواء مکة و المدینة و لا یجوز استعماله على سائر الأهویة.
[١]. همراه با تحول اجتهاد، ترجمۀ علی اکبر ثبوت، ص١٥. نیز، ر.ک: دائرة المعارف الاسلامیة الشیعیة، ج٣، ص٣٣ (ذیل مَدخل: الاجتهاد).
[٢]. بررسیهای اسلامی، ص١٨١.
[٣]. امامت و رهبری، ص٤٨.
[٤]. الکافی، ج٧، ص٤١٤؛ تهذیب الأحکام، ج٦، ص٢٢٩؛ وسائل الشیعة، ج٢٧، ص٢٣٢.