علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢ - سرمقاله
لدیهم کون الدم حیضاً ثبت له حکمه الشرعی. و حد الیأس بالخمسین فی الشرع إرشادی راجع إلی الغالب. و حکی عن العلامة; فی المنتهی أنه حد الیأس بالستین مطلقاً؛[١]
تکلیف ارشادی، تکلیفی است که ترکش عاقبت بدی را در پی ندارد، جز آن که فایدۀ ذاتی نهفته در فعل عاید ترک کننده نمیشود.
و تکلیف مولوی، تکلیفی است که ترک آن علاوه بر عدم حصول فایدۀ ذاتی نهفته در فعل، عاقبت سویی را به دلیل مخالفت با امر مولا در پی دارد. آنچه مناسب است که در اینجا ذکر شود، آن است که علان کلینی، دایی شیخ ابو جعفر، صاحب کتاب الکافی از امام عصر اجازه خواست که حج بگزارد، به وی اجازه داده نشد، ولی او [به قصد حج از شهر خویش] خارج شد و کشته شد. ممکن است در بارۀ او اشکال شود که چگونه، با وجود ارتکاب این نافرمانی، اهل دانش رجال او را توثیق میکنند؟ پاسخ آن است که این نهی ارشادی بوده است.
امر مولوی، در اصطلاح برخی از فقها، تعبد نامیده میشود.
اگر تردید شد که امری شرعی ارشادی است یا تعبدی، بر تعبدی حمل میشود؛ زیرا شارع از
آن حیث که او شارع است، دستور داده است؛ مانند منع از وضو گرفتن با آبی که با آفتاب
گرم شده و امر به شستن دست، قبل از برداشت آب از ظرف برای وضو. به کتابهای
جامع المقاصد و الروضة البهیة مراجعه کن. گاهی قراینی از ارشادی بودن تکلیف حکایت
دارد؛ مانند« اگر خون به شکل مطوق بر پنبه پدیدار شود، عذره محسوب میشود»، و
مانند آنچه که در حدیث علی بن أبی حمزه وارد شده که: «اگر اثر خون حیض در لباس
باقی باشد، آن را با گِل سرخ رنگ کن تا اثر خون حیض و رنگ گِل سرخ با هم آمیخته شود
و از بین برود». و مانند اوامری که نسبت به خوردن برخی میوهها و خوردنیها به خاطر
خواصی که دارند، وارد شده است. آنچه امرش در نزد من مشتبه است، روایتی است که
بدین مضمون وارد شده: خون اگر از جانب راست خارج شود، خون ناشی از جراحت است. مقتضای اعتبار، آن است که هرگاه خون از سمت بخصوصی خارج شود، خون ناشی از
جراحت به شمار میرود و اگر از تمامی نواحی خارج شود، حیض محسوب میشود. لفظ احادیث در اینجا مختلف است و در برخی از آنها آمده است که اگر خون از سمت چپ خارج شود،
خون جراحت است و در بعضی دیگر، از سمت راست گفته شده است. همچنین، آنچه
در بارۀ سن یائسگی وارد شده که پنجاه سال است، مگر در زن قرشی که شصت سال است. بسیاری از فقها به گمان من، ارشاد را فهمیدهاند؛ زیرا آنان حکم کردهاند که سن یائسگی در زنان نبطی نیز شصت سال است؛ با این که روایتی در این خصوص نرسیده است؛ مثل این که برای ایشان به تجربه و تواتر محقق شده است که زنان نبطی بعد از پنجاه سالگی حائض میشوند. حیض یک موضوع عرفی است که برای مردم معلوم است؛ همچون منی و بول و غایط. و هرگاه نزد ایشان محقق شود که خونی حیض است، حکم شرعی برای آن ثابت میشود و تحدید یائسگی به پنجاه سالگی در شرع، تکلیفی ارشادی است که به بیشترین مردم نظر دارد. و حکایت شده است از علامه در کتاب المنتهی که به نظر وی سن یائسگی مطلقاً شصت سال است.
[١]. المدخل إلی عذب المنهل، ص٢٤٢ ـ ٢٤٤.