علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٣ - علامه مجلسی و جمع روایات متعارض
مورد پذیرش عقلا و عرف است و از آن جهت که عرف و عقلا آن را تصدیق میکنند، به این نام خوانده شده است.[١] این جمع را همچنین، جمع مقبول نیز نامیدهاند؛ چه، در نزد عرف، مورد پذیرش است؛ چنان که آن را جمع دلالی نیز گفتهاند؛ چون مربوط به معنا و دلالت دو دلیل متعارض است و ربطی به سند آنها ندارد.[٢]
٢. جمع تبرعی (عقلی): در جمع تبرعی ـ که در علاج با رویکرد ثبوتی از آن بهرهگیری میشود ـ برای حل اختلاف روایات، راههایی به کار گرفته میشود که در مقام ثبوت و در واقع امر، امکان داشته باشد؛ صرف نظر از آن که امکان اقامۀ دلیل بر آن وجود داشته باشد یا نه.[٣] این قسم از جمع ـ که به دلیل عدم اتّکای آن بر دلایل روشن و عدم مقبولیت آن برای همه و عرف عقلا، به درجۀ ظهور عرفی نمیرسد و عقلای عالم در محاورات خود به آن توجه نمیکنند ـ حد و مرزی ندارد، بلکه سختترین تعارضات اخبار را میتوان با تکیه بر دقایق عقلی یا ذوقی به تأویل برد و میان آنها جمع و توافق
ایجاد کرد.[٤]
علاج اثباتی و علاج ثبوتی
چنان که اشاره کردیم، در علاج اثباتی، جمع دو حدیث مختلف، از طریق دلیل و استدلال صورت میگیرد و حتماً احتمال وقوع یا عدم وقوع آن در واقع امر، مدنظر نیست، بلکه باید امکان اثبات و استدلال نمودن بر آن نیز فراهم باشد؛ یعنی، ممکن است امری در واقع امر صحّت داشته باشد، اما امکان استدلال و اقامۀ دلیل بر آن نباشد؛ بر خلاف علاج ثبوتی که در آن، تمام راههای ممکن برای حل اختلاف و وجوه مختلف خبر در نظر گرفته و فرض میشود؛ به این معنا که تمام احتمالات ممکن برای جمع دو خبر لحاظ میشود؛ بدون آن که حتماً به دنبال اقامۀ دلیل و برهان باشیم. در علاج اثباتی، معالجۀ دو حدیث مختلف، با بررسی سند و اعتبار آن آغاز میشود، در حالی که در علاج ثبوتی صرف احتمال صدور از معصوم در نفس الامر کافی است.
از فواید علاج ثبوتی، پرهیز از انکار و طرح روایت تا حد امکان است؛ زیرا در این روش برای حفظ روایت و جلوگیری از انکار و ردّ آن، همۀ احتمالات درستی که بتوان روایات مختلف را بر آنها حمل کرد، جستجو میشود. فایدۀ دیگر این روش، این است که اگر دلیل قطعی برای جمع اخبار متعارض یافت نشود، فقط با ملاحظۀ تنافی مدلولی میان آنها، به عدم صدور آنها به طور قطع، حکم نمیشود؛ همان طور که به جعلی بودن حدیثی که تأویل آن ممکن باشد، یا جمع بین آن و مخالفش به وجه ممکنی در نفس الامر امکان داشته باشد، تصریح نمیشود؛ زیرا در هر حال، این احتمال وجود دارد که گوینده معنای دیگری غیر از معنای ظاهری آن، مدنظر داشته است.
[١]. برای نمونه ر.ک: همان، ج١، ص٣٣.
[٢]. برای نمونه ر.ک: همان، ج٩٧، ص١٢٦؛ ج٥٩، ص٣٠٩.
[٣]. الموجز، ص٢٢١.
[٤]. المحاضرات، ج٣، ص١٢٧.