علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٢ - دفاع از زیارت عاشورا
یوم عاشوراء، ثم صلّى ركعتین عند رأس أمیر المؤمنین٧ و ودّع أمیر المؤمنین٧، و أومأ إلى الحسین٧ منصرفاً بوجهه نحوهُ و ودّع، و كان فیما دعا فی دبرها: «یا الله! یا الله! یا الله! یا مجیب دعوة المضطرّین!» إلى آخر الدعاء والزیارة؛[١]
محمد بن خالد طیالسی از سیف بن عمیره روایت کرده است که گفت: به همراه صفوان بن مهران جمال و گروهی از دوستانمان به سوی نجف حرکت کردیم، پس از آن که امام صادق٧ از نجف رفته بودند (ما نیز تصمیم گرفتیم از حیره به مدینه سفر کنیم)، وقتی که از زیارت [امیر مؤمنان٧] فارغ شدیم، صفوان رو کرد به سوی امام حسین٧ (کربلا) و به ما گفت: «امام حسین٧ را از همین جا، بالای سر امیر مؤمنان٧ زیارت کنید. از همین جا امام صادق٧، در حالی که در خدمتشان بودم، به امام حسین٧ اشاره کرد».
سیف بن عمیره گوید: صفوان زیارتی را درخواست کرد که علقمة بن محمد حضرمی از امام باقر٧ در روز عاشورا نقل کرده است. سپس بالای سر امیر مؤمنان٧ دو رکعت نماز گزارد و پس از نماز، با امیر مؤمنان٧ وداع کرد و در حالی که رو به سوی امام حسین٧ (کربلا) کرده بود، به آن حضرت اشاره کرد و وداع کرد. و دعایی که در پی آن خواند، این بود:
یا الله! یا الله! یا الله! یا مجیب دعوة المضطرین! تا آخر زیارت.
سند روایت
سیف بن عمیرة نخعی را نجاشی، شیخ طوسی (در الفهرست)، ابن شهر آشوب و علامه، ثقة دانستهاند. صفوان بن مهران را نیز نجاشی توثیق کرده است. اما محمد بن خالد طیالسی و طریق شیخ طوسی به وی محل بحث است که به آن خواهیم پرداخت.
طریق شیخ طوسی به محمد بن خالد طیالسی
در طریق شیخ طوسی به محمد بن خالد طیالسی، احمد بن محمد بن یحیی واقع شده است. شیخ طوسی در الفهرست در بیان ترجمۀ محمد بن خالد طیالسی میگوید:
له كتاب رویناه، عن الحسین بن عبید الله، عن أحمد بن محمّد بن یحیى، عن أبیه، عن محمّد بن علی بن محبوب، عنه.[٢]
آیة الله خویی;، از آن رو که توثیقی در بارۀ او نرسیده، او را مجهول دانسته است.[٣] نظر مشهور ـ همچنان که آیة الله خویی بدان تصریح کرده ـ اعتماد بر اوست.
علامه در فایدۀ هشتم از خاتمۀ کتاب الخلاصة او را توثیق کرده است و همچنین، شهید ثانی در الدرایة و نیز سماهیجی و شیخ بهایی او را ثقه میدانند.
ابو العباس سیرافی در بیان طرقش به کتب حسین بن سعید اهوازی برای نجاشی نوشت: «اما آنچه اصحاب ما پذیرفتهاند و مورد اعتماد است، آن است که روایت کرده آن را از آن دو، یعنی حسین و حسن
[١]. یعنی صفوان زیارتی را که علقمه روایت کرده، درخواست کرد و ممکن است «دعا» مجازاً به معنای «زار» باشد؛ اما معنای اول درستتر به نظر میرسد.
[٢]. مصباح المتهجد، ص٧١٨.
[٣]. الفهرست، ش ٦٣٤.