علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٧ - دفاع از هشام بن حکم
سپس میگوید:
روایات دیگری نیز در مدحش وارد شده و به خلاف آن هم روایاتی نقل شده که ما در کتاب بزرگمان آنها را نقل کردهایم و جوابشان را نیز دادهایم. این مرد در نزد من شأنی عظیم و جایگاهی رفیع دارد.[١]
ابن داود حلی نیز در رجالش، در دفاع از هشام، گفته است:
من اتهامهایی را که برقی به وی زده نمیپذیریم؛ زیرا اعتقادات او معلوم است و ستایشهای اصحاب در خصوص او متواتر است. شاگرد زندیق بودن او دلیلی بر پیروی او از زندیق نیست؛ زیرا حکمت را هر جا یافتی، باید اخذ کنی و نظر برقی ـ که او را از مجسمه میداند ـ بیارزش است. احتمال دارد این سخنان به ابو شاکر برگردد، نه هشام.[٢]
همچنین آیة الله خویی گفته است:
من گمان میکنم روایاتی که بر جسمی بودن هشام دلالت میکند، همگی موضوع است. و ممکن است این نسبت از حسد سرچشمه گرفته باشد؛ همانگونه که روایت کشی به اسنادش سلیمان بن جعفر دلالت دارد که میگوید: از امام رضا٧ در بارۀ هشام بن حکم پرسیدم. امام فرمود: «خدای او را رحمت کند! او بندۀ ناصحی بود و از سوی اصحابش، به خاطر حسادت ایشان به وی آزار دید».[٣]
خلاصۀ دیدگاههای اصحاب رجال در بارۀ او
از خلاصۀ سخنانی که از خبرگان علم رجال نقل گردید، نتایج زیر به دست میآید:
شهادت نجاشی بر حسن تحقیق هشام
نجاشی گفت که او در روایات ثقه است و در این امر، حسن تحقیق دارد و مقصود او از حسن تحقیق در روایات، این است که روایات او موافق دیدگاه مذهب است و در اصول و کتابهای او چیزی که مخالف اصول و قواعد عمومی مذهب -که اهل بیت: بیان داشتهاند - وجود ندارد. دانسته است که مذهب اهل بیت: بر تنزیه مطلق و عدم تشبیه استوار است. پس این گواهی نجاشی بر سلامت هشام بن حکم از اتهام تشبیه و تجسیم است که از عبارت حسن التحقیق وی برمیآید.
او از خواص اصحاب امام کاظم٧ است
لفظ خواص بر انسان بسیار نزدیک اطلاق میشود. پس اگر امام کاظم٧ شائبۀ تجسیم را نزد هشام مییافت، او را به خاطر آن، مذمت میکرد؛ در حالی که میبینیم مدح شده از سوی امام صادق و امام کاظم٨ صفتی است که همیشه همراه هشام است.
[١]. الملل والنحل، ج١، ص١٨٥.
[٢]. منتقی منهاج الاعتدال، ص٢٤.
[٣]. هشام بن حکم، ص٦٠.